امّا شيخ اعظم در رسائل از آغاز ، بحث را كلّى مطرح كرده است و همين روش صحيح است و به قول مرحوم مشكينى ، وجهى ندارد كه عنوان بحث را به استصحاب احكام اختصاص دهيم . . . ؛ به هر حال بحث در اين است كه گاهى استصحاب در مورد خاص جارى مىشود ؛ مثلًا وجوب جمعه ، حرمت مايع ، حيات زيد و وجود زيد در منزل كه فعلًا مورد بحث ما نيست و اگر اركان استصحاب تمام باشد و اثر شرعى هم داشته باشد ، حتماً جارى مىشود ؛ و گاهى استصحاب در كلّى و عام و قدر جامع ، جارى مىشود كه اين نوع سه قسم دارد :
استصحاب كلّى قسم اوّل ؛ مثلًا فرد خاصّى - مثل زيد - در منزل موجود شد و در ضمن آن و بلكه به عين وجود او ، كلّى انسان هم در دار محقّق شد ؛ پس از مدّتى شك در بقاء كلّى پيدا مىكنيم و منشأ شك در بقاء هم ، همان خاص و فرد معيّن ( زيد ) است كه آيا زيد كماكان در منزل است تا كلّى انسان هم موجود باشد يا از منزل خارج شد و كلّى انسان هم در آنجا نيست ؟ در اينجا استصحاب خاص جارى مىشود و استصحاب بقاء كلّى هم جارى مىشود ؛ زيرا نسبت به هركدام ، اركان استصحاب كامل است و هركدام كه اثر شرعى داشته باشد مترتّب مىشود . پس در كلّى قسم اوّل حتماً استصحاب جارى مىشود .
استصحاب كلّى قسم ثانى ؛ كلّى در ضمن فرد مردّد موجود شده است اينگونه كه يا در ضمن فردى موجود شده بود كه آن فرد الآن قطعاً منتفى شده و متيقّن الارتفاع است و يا در ضمن فردى محقق شده است كه الآن قطعاً باقى و متيقّن البقاء است .
مثال : كلّى حيوان در منزل موجود باشد ، ولى مردّد است كه در ضمن پشه موجود شد كه عمر كوتاهى دارد و الآن حتماً مرده و از بين رفته است يا در ضمن فيل موجود شد كه عمر بلندى دارد و هماكنون حتماً زنده است .
مثال ديگر : كلّىِ حدث محقّق شد ، ولى مردّد است كه در ضمن حدث اصغر ( بول ) محقق شد يا در ضمن حدث اكبر ( منى ) ؛ و سپس وضوئى ساخته است . اگر حدث اصغر بود ، حتماً مرتفع شده است و اگر حدث اكبر بود ، حتماً باقى است ؛ زيرا با غُسل رفع مىشود نه با وضو . پس الآن شك در بقاء كلّىِ حيوان يا كلّىِ حدث كه قدر جامع ميان فيل و پشه ، منى و بول است ، داريم .
حال آيا در اين قسم ، استصحاب خود كلّى جارى مىشود ؟ جواب آخوند مثبت است ؛ يعنى استصحاب كلّى را جارى مىداند ؛ زيرا نسبت به خود كلّى - صرف نظر از خصوص اين فرد يا آن فرد - اركان استصحاب كامل است ؛ يقين سابق به اصل حدوث و ثبوت و تحقّقِ كلّى حيوان و حدث ، دارد و شك لاحق در بقاء آن نيز دارد و قابل استصحاب است و با استصحاب كلّى ، تمام احكام و آثار و لوازم شرعى و عقلى بر آن مترتب است .
يك نكته : از آنجا كه آخوند عنوان بحث را به استصحاب حكم اختصاص داد ، آثار عقلى را هم
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٤