مشتق ظهور در فعليت دارد و در فرض شما كه تقدير ثبوت يا ثبوت تعليقى بود ، يقين فعلى نيست .
پس مشمول اخبار باب نيست تا جاى استصحاب باشد .
پاسخ : آرى ظاهر اخبار همين است كه يقين فعلى باشد ولى يقين موضوعيّت ندارد و به عنوان كاشف از واقع و مرآت ثبوت واقع ، مطرح است و هدف اصلى اين است كه بدين وسيله زمينهء شك در بقاء و سپس تعبّد به بقاء درست شود و ما هم در استصحاب بهدنبال همين امر هستيم و علىالفرض اين مطلب درست شد و براى تعبّد به بقاء بيش از اين لازم نداريم .
فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه اين خلاف ظاهر تعبيرات روايات است و دليلى بر ارتكاب آن نداريم . مشكل استصحاب در باب امارات را هم اينگونه حل مىكنيم كه يقين را اعمّ از وجدانى و تنزيلى مىگيريم و در اماره ، يقين وجدانى نيست ، ولى تنزيلى هست ؛ زيرا خبر ثقه به منزلهء علم است .
يا اينكه يقين را خصوص يقين وجدانى مىگيريم و از خارج ، يقين تعبدّى و تنزيلى را به آن ملحق مىكنيم و مشكل حل مىشود ؛ كمااينكه مراد از شك هم ، خصوص دو احتمال متساوى الطرفين نيست ، بلكه اعمّ از آن و ظنّ غير معتبر است و يا ظنّ غير معتبر حكماً به شك ملحق است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٢