روزهء يوم الشك پرسيدم ؛ عرض كردم كسى كه شك دارد امروز از ماه رمضان است يا خير وظيفهاش چيست ؟ آيا بايد روزه بگيرد يا خير ؟ امام عليه السلام در جواب مرقوم داشتند ؟ « اليقين لا يدخل فيه الشك » ؛ يقين بما هو يقين امرى است كه شك در آن دخل و تصرّفى ندارد ، و يقين مدخول شك قرار نمىگيرد ؛ يعنى به شك خويش اعتنا نكند و بنا را بر يقين بگذارد سپس يك قاعدهء كلّى ارائه كردهاند كه « صم للرؤية و افطر للرؤية » ؛ « 1 » يعنى ملاك وجوب صوم ، رؤيت هلال رمضان است و قبل از آن واجب نيست و ملاك وجوب افطار هم ، رؤيت هلال شوّال است و پيش از آن جايز نيست .
شيوهء استدلال : اگر مراد از يقين در كلام امام يقين به شعبان باشد كه تا به حال يقين داشتى و مراد به شك ، شك در بقاء و ارتفاع ماه شعبان باشد . نبايد يقين را با شك نقض كرد ، بلكه بايد بنا را بر يقين گذاشت و امروز را هم از ماه شعبان حساب نمود و چون استصحابِ موضوعى است و بايد اثر شرعى داشته باشد ، مىفرمايد اثر آن عبارت است از عدم وجوب روزه ؛ يعنى امروز روزه واجب نيست و پس از رؤيت هلال و يقين به دخول رمضان ، روزه واجب مىشود . نسبت به يوم الشك آخر نيز نظير اين محاسبات مىآيد .
پاسخ آخوند : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد : روايات فراوانى در باب صوم يومالشك وارد شده است كه با ملاحظهء آنها انسان تقريباً قاطع مىشود كه مراد از يقين در كلام امام ، يقين به شعبان نيست ، بلكه يقين به فرا رسيدن ماه رمضان است ، و منظور امام اين است كه در باب وجوب صوم و افطار ، يقين ، موضوعيّت دارد و ظنّ و حدس و گمان و احتمال ارزش ندارد ، بلكه اگر يقين كردى ، با دخول ماه رمضان بايد روزه بگيرى ، و اگر يقين به حلول شوال پيدا كردى ، بايد افطار كنى ؛ اگر اين شد ، ربطى به استصحاب ندارد ؛ زيرا وقتى يقين موضوعيّت پيدا كرد قاعده ، اين است كه تا يقين باشد ، حكم نيز هست و يقين كه رفت حكم هم منتفى است ؛ يعنى اگر يقين به ورود رمضان ندارى روزه واجب نيست ، ولى نه از باب استصحاب شعبان ، بلكه از باب سالبه به انتفاء موضوع است كه وقتى علّت نبود معلول هم قطعاً نيست و شكى نداريم تا به استصحاب متوسّل شويم .
وى در پايان مىفرمايد مرحوم شيخ حرّ عاملى در كتاب وسائلالشيعه بابى را منعقد كرده است كه مراجعه به آن باب شاهد صدق مدّعاى ماست . « 2 » در نتيجه ، حديث پنجم دليل بر حجيّت استصحاب نيست .
[ الخبر السادس و السابع و الثامن : أخبار الحلّ و الطهارة ]
و منها ( قوله عليه السلام : كلّ شىء طاهر حتى تعلم أنه قذر ) و ( قوله عليه السلام : الماء كله طاهر حتى تعلم أنه نجس ) و ( قوله عليه السلام : كلّ شىء حلال حتى تعرف أنه حرام ) .
هامش
( 1 ) . تهذيبالاحكام ، ج 4 ، ص 214 .
( 2 ) . وسائلالشيعه ، ج 7 ، ص 182 ، باب 3 .