تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مىخورد ، نه به درد استصحاب ؛ زيرا كلمهء فاء يا ثمّ دارد ( فشكّ يا ثم شكّ ) و از نظر ادبيّات عرب ، كلمهء فاء و ثمّ براى ترتيب است ، و مفاد حديث اين است كه اوّل يقين كرد و پس از مدّتى شك كرد . پس زمان يقين و شك مختلف و متعدّد است ، و اين با قاعدهء يقين و شك سارى مىسازد ، زيرا در آنجاست كه يقين زماناً تقدّم دارد و شك زماناً متأخّر است و ظهور حديث هم موافق آن است ؛ امّا در استصحاب ضرورتى ندارد كه زمان يقين پيش از زمان شك باشد ، بلكه در اين‌باره سه فرض متصوّر است : 1 . زمان يقين پيش از زمان شك باشد كه معمول و متعارف چنين است . مثلًا صبح يقين به عدالت پيدا كرد و الآن شك در بقاء عدالت پيدا مىكند . 2 . به عكس قبلى ، يعنى زمان شك ، سابق باشد . مثلًا الآن شك كرد كه وضو دارد يا نه ، با قدرى درنگ و فكر به يادش آمد كه قبلًا وضو داشته و حالا شك در بقاء دارد . 3 . يقين و شك همزمان پيدا مىشوند ؛ يعنى همين الآن كه يقين به وضوى سابق دارد ، بلافاصله هم شك در بقاء آن پيدا مىكند ( اتحّاد عرفى ) ؛ در نتيجه روايت به درد قاعدهء يقين و شك سارى مىخورد و ربطى به استصحاب ندارد . پاسخ : مرحوم آخوند به دو بيان از اشكال مزبور پاسخ مىدهد : 1 . ظهور مزبور را قبول داريم ؛ ولى باعث نمىشود كه قاعدهء يقين و شك سارى متعيّن شود ، بلكه به درد حمل بر استصحاب نيز مىخورد ؛ زيرا در باب استصحاب همچنين تعبيرى متداول است - و نمونه‌اش قبلًا در فراز سوّم از صحيحهء دوّم زراره ذكر شد كه « لانّك كنت على يقين من طهارتك فشككت . . . » . سؤال : با اين‌كه در استصحاب ، اختلاف زمان وصف يقين و شك معتبر نيست ، چرا چنين تعبيرى مىكنند ؟ جواب : شايد به‌خاطر اين باشد كه در استصحاب ، موصوفين ( متيقّن و مشكوك يا متعلّق يقين و شك ) اختلاف زمانى دارند و اين اختلاف از موصوف‌ها به وصف‌ها ( يقين و شك ) سرايت مىكند . از اين روى تعبير با فاء يا ثمّ مىآيد . سؤال : وجه سرايت اختلاف از موصوف‌ها به وصف‌ها چيست ؟ جواب : وجهش آن است كه ميان وصف و موصوف - يعنى يقين و متيقّن - نوعى از اتحّاد وجود دارد ، « 1 » لذا حكم يكى به ديگرى سرايت مىكند . فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه ميان يقين و متيقن اتحاد هست ؛ ولى ميان شك و مشكوك اتّحادى نيست ؛ زيرا شك مرآتِ مشكوك و فانى در آن نيست تا با آن متحّد باشد . لذا بهتر بود به
هامش
( 1 ) . يقين آلت و مرآت و فانى در متيقّن است و از جهتى خود همان است و لذا گويا يقين را نمىبينيم و مستقيماً متيقن را مىبينيم .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 240 | على محمدى خراسانى