تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ان قلت : معترض مىگويد عزم و قصد معصيت از مبادى و مقدمات اراده و اختيار است « 1 » و همان‌گونه كه خود اراده و اختيار ، ارادى و اختيارى نيست « 2 » مبادى اراده و اختيار نيز ارادى و اختيارى نيست ؛ و گرنه هر مبدئى مسبوق به اراده‌اى خواهد بود كه خودش مسبوق به مبادى است و نقل كلام به مبادىِ ارادهء پيشين مىشود و اين رشته تا بىنهايت امتداد مىيابد كه تسلسل و محال است . در نتيجه عزم بر معصيت هم كه از مبادى اراده است ، اختيارى نخواهد بود و وقتى خارج از اختيار و قدرت ما بود ، عقاب بر آن از نوع مؤاخذه بر امر غير مقدور خواهد بود كه با حكمت مولاى حكيم سازگار نيست . پس چگونه فرموديد « العقاب إنّما يكون على قصد العصيان والعزم على الطغيان » ؟ قلت : مرحوم آخوند از اشكال مزبور دو پاسخ داده است : پاسخ اوّل : درست است كه خود اراده و اختيار يك امر ارادى و اختيارى نيست - و در غير اين صورت تسلسل پيش مىآمد كه محال و باطل است . اين مطلب را در جلد اوّل كفايه در مبحث طلب و اراده گذارنديم - ولى مبادىِ اراده و اختيار با خود اراده فرق دارد . برخى از مبادى مثل خود اراده غير اختيارى هستند ؛ ولى برخى از آنها اختيارىاند . توضيح : خطور و تصوّر ، اختيارى نيست و بىاختيار ، فكر انجام كارى در آدم پيدا مىشود ؛ ولى تصديق به فايده يا ضرر كه به‌دنبال آن مىآيد ، اختيارى است ؛ زيرا ما مىتوانيم در اطراف گناهى فكر كرده و منافع عاجل و زودگذر و دنيوىِ آن را در نظر بگيريم و تصديق به فايده پيدا كنيم و به‌دنبالش شوق به گناه در ما پديد آيد . همچنين مىتوانيم عواقب امور را ببينيم و آيندهء بلندمدت و ابديّت را در نظر بياوريم و شرمسارىهايى را كه به‌دنبال گناه محقّق خواهد شد ، لحاظ كنيم و از آن كار منصرف شويم و تصديق به فايده پيدا نكنيم و به‌دنبال آن شوقى هم نداشته باشيم . پس از تصديق به فايده ، حصول شوق و ميل هم غيراختيارى است ، به‌دنبال آن جزم و عزم است كه اختيارى است ؛ ولى پس از آنها اراده و تحريك عضلات و صدور فعل ، غير اختيارى است .
هامش
( 1 ) . مرحوم مشكينى از قول مرحوم آخوند در صفحهء چهارده حاشيه بر رسائل نقل مىكند كه ايشان در آن حاشيه براى فعل‌اختيارى هفت مقدمه ذكر كرده است : 1 . خطور و تصوّر ؛ در قدم نخست انسان كه كارى را مىخواهد انجام دهد ، آن عمل به قلبش خطور مىكند و آن را تصور مىكند . 2 . تصديق به فايده يا ضرر ؛ پس از تصوّر آن كار ، دربارهء آن به انديشه فرو مىرود و در نتيجه به نفع يا ضرر داشتن آن مىرسد و تصديق مىكند . 3 . ميل و اشتياق ؛ پس از تصديق و به فايده ، شوق رسيدن به آن كار در انسان پيدا مىشود . 4 . جزم ؛ نشانهء جزم اين است كه عملًا شروع مىكند به ايجاد مقتضى و فراهم ساختن زمينه آن كار و دفع موانع آن ، و يكى پس از ديگرى موانع را از سر راه برمىدارد . 5 . عزم ؛ يعنى تصميم و انتخاب كه مصمّم مىشود ، كار را انجام دهد . 6 . اراده ؛ اراده شوق مؤكّد است يا حالتى است نفسانى پس از شوق مؤكّد . 7 . تحريك عضلات به جانب مطلوب ؛ به‌دنبال آن عمل را در خارج ايجاد مىكند . با اين بيان روشن شد كه عزم بر معصيت از مبادى اراده است . ( 2 ) . يعنى مسبوق به اراده و اختيار ديگر نيست ، و گرنه تسلسل پيش مىآيد و سلسله اراده‌ها در هر كارى تا بىنهايت پيش مىرودكه اولًا به حكم برهان و ثانياً به حكم وجدان باطل است ؛ زيرا در هر كارى وجداناً يك اراده بيشتر نيست .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 425 | على محمدى خراسانى