فصل : [ تعريف المطلق و بيان ما يطلق عليه ]
[ تعريف المطلق ]
المقصد الخامس فى المطلق و المقيد و المجمل و المبين فصل فى المطلق و المقيّد :
عرف المطلق بأنه ما دل على شائع فى جنسه و قد أشكل عليه بعض الأعلام بعدم الاطراد أو الانعكاس و أطال الكلام فى النقض و الإبرام و قد نبهنا فى غير مقام على أن مثله شرح الاسم و هو مما يجوز أن لا يكون بمطرد و لا بمنعكس فالأولى الإعراض عن ذلك ببيان ما وضع له بعض الألفاظ التى يطلق عليها المطلق أو من غيرها مما يناسب المقام .
مقصد پنجم كفايةالاصول دربارهء دو موضوع جداگانه است :
1 . مطلق و مقيّد ؛ 2 . مجمل و مبيّن .
علىالقاعده آخوند بايد دو مقصد جداگانه تشكيل مىداد ؛ ولى از آن رهگذر كه باب مجمل و مبيّن چندان بحث مطولّى ندارد و خيلى مختصر است ، آن را تحت عنوان مقصد جداگانهاى نياورده و در پايان بحث مطلق و مقيّد طى يك فصل آورده است . مجموعه مطالب دو باب ، در چهار فصل بيان مىشود :
فصل اوّل : تعريف و الفاظ مطلق و مقيّد
اين فصل دربارهء دو مطلب است : 1 . تعريف مطلق و مقيّد ؛ 2 . الفاظ مطلق .
تعريف : براى مطلق و مقيد ، تعريفهاى متعدّدى از سوى بزرگان در معالم ، قوانين ، فصول ، تقريرات و . . . شده است . مرحوم آخوند به تعريف مشهور اكتفا كرده و مىگويد در تعريف مطلق چنين گفته شده است : « ما دلّ على شايع فى جنسه » . مراد از « ماء » موصول ، لفظ و قول و خطاب است ، به قرينهء صلهء موصول ( دلّ ) كه ظهور در دلالت لفظى دارد و دلالت عقلى و طبعى را شامل نيست - بر خلاف كلمهء اقتضاء و تأثير . . . - از اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه اطلاق و تقييد همانند عامّ و خاصّ و مجمل و مبيّن از صفات لفظ است .
لفظ يا مطلق است يا مقيّد ، البتّه صفت لفظ است به اعتبار معناى لفظ ، نه با قطع نظر از معنا . مراد از شايع يا شيوع فعلى « 1 » عبارت است از توسعه و سريان داشتن و قابل صدق بر كثيرين بودن ؛ مثل رقبه كه بر هريك از رقبهء مؤمنه و كافره قابل صدق است . رَجُل كه بر هر فردى از افراد خودش قابل صدق
هامش
( 1 ) . كه گفته مىشود مشتق ظهور در فعليت دارد .