تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
در اينجا سخنى از مرحوم مشكينى در حاشيه مطرح است كه در ادامه در متن از خود صاحب كفايه خواهيم شنيد و در همان‌جا اين سخن را خواهم آورد . لكن الظاهر أن مثل أدوات النداء لم يكن موضوعا لذلك بل للخطاب الإيقاعى الإنشائى فالمتكلم ربما يوقع الخطاب بها تحسرا و تأسفا و حزنا مثل . يا كوكبا ما كان أقصر عمره . أو شوقا و نحو ذلك كما يوقعه مخاطبا لمن يناديه حقيقة فلا يوجب استعماله فى معناه الحقيقى حينئذ التخصيص به من يصح مخاطبته . نظر مشهور دربارهء ادات خطاب : احتمال سوم : از محاسبه احتمال ثانى ، وضع احتمال ثالث هم روشن مىشود و آن اين‌كه از نظر مشهور ادوات خطاب ( يا ايها و . . . ) براى خطاب حقيقى وضع شده‌اند ، « 1 » از طرفى هم مدخول اين ادوات ( الناس و . . . ) مفيد عموم است و براى عموم حاضرين و غايبين ، موجودين و معدومين وضع شده است . آنگاه امر داير است بين اين‌كه ادوات را در معناى حقيقى استعمال كنيم و آن را قرينه بر تخصيص عموم مدخول قرار دهيم و بگوييم منظور از « يا أيها المؤمنون » ، همان مؤمنان زمان صدور اين خطاب است ، يا اين‌كه عموم مدخول‌ها را بگيريم و از خير خطاب حقيقى بگذريم و بگوييم در اين‌گونه موارد ، ادوات خطاب در خطاب حقيقى استعمال نشده و در خطاب تنزيلى استعمال شده است ؛ چه بايد كرد ؟ مشهور ، احتمال اوّل را گرفته‌اند و خطاب را خطاب حقيقى دانسته‌اند و در نتيجه گفته‌اند خطاب‌هاى شفاهى ، مخصوص موجودينِ حاضرين است و ديگران را شامل نيست . قوله : لكن الظاهر انّ : نظريهء آخوند : مرحوم آخوند بر خلاف مشهور رأى ديگرى دارد كه در نظاير مانحن‌فيه يعنى باب اوامر و استفهام و تمنى و ترجى و . . . نيز همين حرف را داشت ، يعنى صيغه افعل براى طلب انشايى وضع شده و همه‌جا در همين معنا استعمال مىشود و با آن انشاء و ابراز طلب مىشود ؛ ولى انگيره‌هاى مولى از انشاء و ايجاد طلب به‌قول افعل ، متفاوت است . گاهى داعى بر انشاء طلب ، وجود طلب حقيقى است ، يعنى واقعاً انجام فلان كار از بنده ، مطلوب مولاست و لذا به آن امر مىكند . گاهى انگيزه‌اش اختبار و امتحان است ، گاهى به منظور تهديد امر مىكند و . . . و نيز ادوات و الفاظ استفهام براى استفهام انشايى وضع شده‌اند و با آنها انشاء سؤال و استفهام مىشود ؛ ولى گاهى داعى طرف از اين انشاء استفهام ، استفهام حقيقى است . يعنى واقعاً نمىداند و مىپرسد تا بداند و گاهى هم داعى انكار و توبيخ و تقرير و . . . مىباشد . همچنين كلمه ليت و لعلّ براى تمنّى و ترجّى انشايى وضع شده است ، ولى دواعى بر استعمال و غرض‌هاى استعمالى متفاوت است و نظير حروف و اسماء هم‌جنس آنها ، كه معناى هر دو يكى است
هامش
( 1 ) . ويژگىهاى خطاب حقيقى را در چهار بند در بخش قبلى توضيح داديم .