1 . گاهى مولى اين انشاء را مطلق مىآورد و مقيّد به چيزى نمىكند ، مثلًا مىفرمايد « الخمر حرامٌ » ، « الصوم واجب » . اين همان است كه تا به حال بحث شد و ديديم كه مرحله انشاء ، تعميم دارد و معدومين را نيز شامل است .
2 . گاهى از اوّل انشائش را مقيّد و مشروط مىكند به اينكه اگر مكلف در خارج موجود شد و واجد همه شرايط شد ، بايد چنين و چنان بكند كه به اين صورت قطعاً تكليف ممكن است و بهطور مساوى آيندگان را نيز شامل است .
و كذلك لا ريب فى عدم صحة خطاب المعدوم بل الغائب حقيقة و عدم إمكانه ضرورة عدم تحقق توجيه الكلام نحو الغير حقيقة إلا إذا كان موجودا و كان بحيث يتوجه إلى الكلام و يلتفت إليه .
و منه قد انقدح أن ما وضع للخطاب مثل أدوات النداء لو كان موضوعا للخطاب الحقيقى لأوجب استعماله فيه تخصيص ما يقع فى تلوه بالحاضرين كما أن قضية إرادة العموم منه لغيرهم استعماله فى غيره .
عدم صحت خطاب معدوم : احتمال دوم : آيا با معدومين مخاطبه و خطاب و مكالمه ممكن است ؟ باز هم مىفرمايد خطاب دو قسم است :
1 . خطاب حقيقى ، كه عبارت است از « توجيه الكلام نحو الغير حقيقية » و به قول مرحوم مشكينى در حاشيه : « القاء الكلام نحو الغير بحيث يسمعه و يفهم معناه فى نظر المخاطِب » . يعنى حقيقتاً كلام را به جانب غير ( مخاطب ) متوجّه كردن و روى سخن را به او داشتن و كلام را به او القاء كردن ، به گونهاى كه هدف اين باشد كه او بفهمد و بشنود و به آن ، ترتيب اثر دهد .
چنين خطابى بدون مخاطب حقيقى و حاضر و ملتفت و آشنا به لغت متكلم ، ممكن نيست و مخصوص كسانى است كه اولًا در خارج در زمان خطاب و مكالمه موجود باشند ؛ ثانياً در جلسه تخاطب حضور داشته باشند ؛ ثالثاً به كلام متكلم التفات و توجّه داشته باشند و گوش فرا دهند ؛ رابعاً گوينده هم به زبانى سخن بگويد كه شنونده با آن لغت آشنا باشد و مراد گوينده را دريافت كند .
بنابراين ، خطاب حقيقى حتى به موجودين غايب هم امكان ندارد ، تا چه رسد به معدومين .
2 . خطاب و مخاطبه تنزيلى ، كه چيزى يا كسى را به منزله موجود حاضر ذى شعور فرض كنيم و او را مخاطب قرار دهيم . مثل طاغوتى كه به ابرها خطاب مىكند و مىگويد : « اى ابرها ! به هر كجا بباريد بر سرزمين من باريدهايد » . يا انسانى كه ميّتى را مورد خطاب قرار مىدهد و مىگويد : « يا اهل الديار الموحشه و . . . » . يا سيدالشهداء عليه السلام كه در روز عاشورا شهيدان به خون خفته را مخاطب قرار داده و فرمود : « يا حبيب ، يا برير و . . . ما لى اناديكم فلا تسمعون و أدعوكم فلا تجيبون » و صد البتّه خطاب تنزيلى كه با مخاطب تنزيلى و فرضى و ادعايى انجام مىگيرد ، عموميت دارد و مانعى ندارد كه آيندگان را به منزله موجودين فرض كرده و مخاطب قرار دهيم ؛ ولى خطاب حقيقى ممكن نيست .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 307
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٧