عالم داريم ، مثل استعمال صيغهء امر در استحباب ، اساساً مجازات زينت كلام هستند ؛ اينكه مانعى ندارد .
[ رابعاً شما كه مرتّب دَم از خصوص مىزنيد و مىگوييد كلّ و مانند آن حقيقت در خصوص هستند از شما مىپرسم كدام مرتبه از مراتب خصوص ، منظورتان است ؟ خصوص ، مراتبى دارد و از تمام افراد كه بگذريم تمام الباقى ، بعض الباقى و . . . هركدام مرتبهاى از خصوص است ؛ كدام مرتبه منظور شماست ؟ ضابطهاى و حدّ و مرزى ندارد و معقول نيست كه موضوعله ، يك امر مجملى باشد ؛ مفهوم خصوص هم كه منظور شما نيست ، مصداق خصوص مراد است . ] در نتيجه حق اين است كه در هر لغتى ، الفاظى وجود دارد كه حقيقت در عموم هستند و استعمالشان در خصوص يا مجاز است و يا از نوع حقيقت ادعائيّهء سكاكى است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٨