اگر احتمال راجح يا مساوى باشد ، طبق قواعد لفظيّه جلو ظهور را مىگيرد ؛ ولى اگر احتمال مرجوحى باشد ، لطمه به ظهور نمىزند . « 1 » در كلام سيّد مشخّص نشده است كه كدام احتمال منظور ايشان است ؟ و قوّياً احتمال مىدهيم كه منظورش صرف احتمال ضعيف و مرجوح باشد كه آن هم قابل اعتناء نيست و صدمهاى به ظهور كلام در مفهوم دارى نمىزند . « 2 » دليل دوّم : اگر جمله شرطيّه ظهور در مفهوم داشته باشد و بر انتفاء جزاء نزد انتفاء شرط دلالت كند . حتماً بايد به يكى از دلالتهاى ثلاث ( مطابقه ، تضمّن ، التزام ) باشد و لازم ، به هر سه قسمش منتفى است ، پس ملزوم نيز منتفى است . بيان ملازمه واضح است زيرا دلالت اگر ظهورى و لفظى شد ، از سه قسم مذكور خارج نيست .
بيان ابطال لازم به هر سه قسمش : مدلول مطابقى جملهء شرطيّه ، ثبوت جزاء بر فرض ثبوت شرط است ، نه انتفاء جزاء بر فرض انتفاء شرط . قهراً مدلول تضمّنى شرط هم روشن شد و واضح است كه انتفاء عندالانتفاء جزء آن هم نيست . مدلول التزامى هم شرطش اين است كه لزومش از نوع لزوم بيّن به معناى اخصّ باشد و به مجرّد تصوّر ملزوم ، يعنى ثبوت عندالثبوت ، لازم يعنى انتفاء عندالانتفاء نيز تصوّر شود ؛ در حالى كه به اعتقاد مستدلّ چنين ملازمهاى هم وجود ندارد و تصوّر يكى بدون ديگرى ممكن است .
نتيجه : پس ملزوم هم منتفى است ، يعنى جملهء شرطيّه بر مفهوم دلالت نمىكند .
ديگران به استدلال مذكور اينگونه جواب دادهاند كه ما ملازمهء استدلالشان را مىپذيريم ، ولى بطلان لازم به هر سه قسمش را نمىپذيريم و مدّعى هستيم كه دلالت التزامى وجود دارد و مفهوم داشتن ، لازم لاينفكّ جملهء شرطيّه است و به مجرّد تصوّر ثبوت عندالثبوت ، انتفاء عندالانتفاء هم تصوّر مىشود .
مرحوم آخوند كارى به جواب مزبور ندارد . زيرا هم مستدلّ ادّعاى بلا دليل دارد كه منكر دلالت التزامى است و هم مُجيب ادّعاى مزبور را بدون دليل ذكر كرد . البتّه هيچكدام را نبايد محكوم كرد . زيرا آنها فهم خود را از ظاهر جمله بيان كردند و فهم هر كدام براى خودشان حجّت است . ولى حقّ در مقام همان است كه ما در بحث با طرفداران مفهوم شرط داشتيم ، كه همهء راههاى اثبات شرط ( پنج راه ) را آوريم و جواب داديم . در نتيجه به عقيدهء ما راهى براى اثبات مفهوم شرط وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . اصولًا در كليّهء موارد اصول عقلائيّه از اصالةالعموم ، اصالةالاطلاق ، اصالةالحقىقة ، اصالةالظهور و . . . احتمال تخصيص و تقييدو مجازيّت و ارادهء خلاف ظاهر وجود دارد . و اگر قطع به عدم داشتيم كه جاى اصل نبود ، معذلك خردمندان و اهل لسان به آن اعتنا نمىكنند .
( 2 ) . علاوه بر اين در مواردى كه دو يا چند شرط وجود دارد و نيابت محقّق است ، طرفدار مفهوم شرط نمىگويد كه در اينجا به محض انتفاء يك شرط ، جزاء هم منتفى است ، بلكه مىگويد : اگر هر دو يا هر چند شرط منتفى شد ، جزاء هم منتفى مىشود .