قسم چهارم : مرحوم آخوند بهطور كلّى مىفرمايد : نهى از وصف ملازم ، مساوى است با نهى از خود موصوف ، و از وصف به موصوف سرايت مىكند و محال است كه وصف ملازم ( جهر به نماز ) داراى نهى باشد ولى موصوف به اين وصف ( خود قرائت ) داراى امر باشد . زيرا اجتماع امر و نهى در شىء واحد مىشود كه از محالات است . امّا حق با مرحوم مشكينى است كه مطلب را تفصيل داده و مىفرمايد :
اگر اين وصف ملازم در خارج با موصوف ، اتّحاد وجودى داشته باشد ، در اينجا سخن آخوند صحيح است و نهى از وصف ، نهى از موصوف است و باز در حقيقت ، خود عبادت متعلّق نهى واقع شده و قابل بحث است . ولى اگر وصف مزبور در خارج ، تلازم وجودى با موصوف داشته باشد « 1 » سخن آخوند ناتمام است و نهى از وصف ، به موصوف سرايت نمىكند ، زيرا آن مقدارى كه در باب متلازمين دليل داريم اين است كه محال است آن دو ، محكوم به دو حكم متضادّ باشند ، يعنى يكى از آنها واجب و ديگرى حرام باشد . سرّ استحاله اين است كه مكلف ، قدرت امتثال هر دو را ندارد . امّا اينكه هر حكمى را كه يكى از دو امر ملازم داشت ديگرى داشته باشد ، دليل ندارد ، لذا در مانحنفيه ، هيچ مانعى ندارد كه جهر به قرائت ، متعلّق نهى باشد ولى خود قرائت منهىٌّ عنه نباشد ، البتّه مأمورٌ به هم نخواهد بود ، ولى وجود امر فعلى لازم نيست و به قصد ملاك هم قابل اتيان است . پس جهر حرام است ولى خود قرائت يا نماز ، صحيح است .
قسم پنجم : نهى از وصف مفارق را دو قسم مىكنند :
1 . وصف مفارق با موصوفش اتّحاد وجودى ندارد ، بلكه مجرّد تقارن اتّفاقى است كه گاهى اين مقارنت هست و گاهى نيست . مثل نظر به اجنبيّه در اثناء نماز يا استماع غيبت در اثناء نماز كه نماز ، متّصف به اين امور است ، يعنى نمازى است كه در ضمن آن ، اين حرامها انجام شده است ، ولى اتّحاد وجودى نيست ، يعنى نماز عين نظر به اجنبيّه و يا استماع غيبت نيست ، بلكه اين دو مقارن با نماز موجود مىشوند و در اثناء نماز هستند و گاهى در اكثر اوقات هم نيستند . در اين قسم واضح است كه نهى از وصف ، ربطى به خود موصوف ندارد و سرايت به خود عبادت نمىكند و عبادت متعلّق نهى واقع نمىشود و از بحث ما خارج است .
2 . وصف مفارق با موصوف ، يعنى عبادت اتّحاد وجودى دارد . مثل غصبيّت كه بر خود اكوان نمازى منطبق است و همان افعال است كه معنون به عنوان غصبيّت و عين آن است و چنين وصفى متعلّق نهى شده و در اين صورت مسأله از باب اجتماع امر و نهى در شىء واحد خواهد بود . اگر در آن
هامش
( 1 ) . كه به احتمال قوى جهر به قرائت با خود قرائت دو چيز است و در خارج معيّت وجودى دارند و جهر به قرائت بدون قرائتمحقّق نمىشود .