باب متعارضين نيستند تا احكام آن باب را دارا باشند ، مگر اينكه از خارج براى ما محرز شود كه يكى از دو خطاب ، در مادّهء اجتماعْ فاقد ملاك است كه در اين صورت با آن دو خطاب ، همچون متعارضين رفتار مىشود و اختصاص به تعدّد اضافات ندارد ، بلكه در تعدّد عنوانات هم اگر فقدان ملاك در يكى از دو خطاب محرز شد ، همين حرفها مىآيد .
هدف مرحوم آخوند از ذكر تنبيه سوم ، بيان اين نكته است كه مشهور ، دو خطاب « اكرم العلماء » « و لا تكرم الفساق » را متعارضين دانسته قواعد آن باب را در اينها پياده كردهاند . مرحوم آخوند مىفرمايد . اين صحيح نيست و خطابهاى مزبور متعارضين نيستند ، بلكه از مصاديق مسأله ما بوده و متزاحمان هستند ؛ البتّه در دو صورت دو خطاب مزبور متعارض مىشوند :
1 . در فرضى كه يكى از آن دو در مادّهء اجتماع ، فاقد ملاك و مقتضى باشد و كذب باشد و از مولى صادر نشده باشد و ما ندانيم كداميك معيّناً فاقد ملاك است : اينجا جاى تعارض و قواعد متعارضين است .
2 . در فرضى كه هر دو ، واجد ملاك هستند ، ولى ما امتناعى هستيم و لذا بالعرض ميان آن دو تعارض پيدا مىشود . امّا اگر اجتماعى شديم مىگوييم هيچ مانعى ندارد كه اكرام عالم فاسق ، هم واجب باشد و هم حرام . يعنى به اعتبار عالم بودن ، واجب و به لحاظ فاسق بودن حرام باشد ، و در نتيجه اكرام عالم فاسق ، هم امتثال باشد و هم عصيان .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣١