تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
پس هريك از ذىالمقدّمه و واجب نفسى ( نماز ) و مقدّمه يا واجب غيرى ( وضو ) داراى عنوان حسن هستند و مقدّمهء نتيجهء ديگر هم مىباشند ؛ ولى داعىِ مولى از امر به نماز ، فقط عنوان حَسَن داشتن است ؛ با قطع نظر از حيث مقدميّت آن براى هدفى برتر . داعى بر امر به وضو هم ، فقط عنوان مقدميّت و توصّل الى الغير است ؛ با قطع نظر از وجدان عنوانِ حسن . قوله : و لعلّه مراد من فسّرهما : شايد منظور مشهور از تعريف واجب نفسى ( ما وجب لنفسه ) و واجب غيرى « ماوجب لغيره » يا « لاجل غيره » همين معنا باشد . يعنى واجب نفسى آن است كه به خاطر انطباق عنوان حَسَن واجب شده است و واجب غيرى آن است كه صددرصد براى توصّل به غير واجب شده است نه براى عنوان حَسَن . با راه حلّى كه ما پيشنهاد كرديم ، مشكل اصلى حلّ مىشود . مشكل اين بود كه اكثر واجبات ، واجب غيرى باشند ، نه نفسى ، چون اكثر آنها براى خودشان واجب نيستند و خودشان مطلوب نمىباشند و براى غايات خارج از ذات خودشان واجب شده‌اند ، پس غيرى هستند . امّا اشكال اين‌گونه حل شد كه اكثر واجبات ، براى خود ، واجب شده‌اند و خودشان داراى عنوان حَسَنى هستند كه به خاطر آن ، امر پيدا كرده‌اند . فتأمّل : اشاره به اشكالاتى است كه در راه حلّ مرحوم آخوند وجود دارد : 1 . مىپرسيم آن عنوان حَسَنْ چيست ؟ جوابى نداريد . « 1 » 2 . حالا كه هم عنوان حسنى در كار است و هم مصالح ملزمه و فوايد لازم و مهمّى بر آن عمل مترتّب است ، مىپرسيم چرا داعى بر ايجاب ، خصوص عنوان حَسَن باشد ؟ چرا خصوص مصالح ملزمهء مترتّبه نباشد ؟ چرا هر دو به ضميمهء يكديگر نباشند ؟ « 2 » 3 . مرحوم آخوند در باب اجتماع امر و نهى ، تصريح كرده است كه اكثر واجبات ، داراى حُسن ذاتى نيستند ، تا به‌خاطر آن ، واجب و لازم باشند . آنگاه چگونه در اينجا از عنوان حَسَنى كه موجب استقلال عقل باشد ، سخن به ميان مىآورد ؟ 4 . شايد اشاره باشد به اين‌كه تطبيق اين راه حلّ بر تعريف مشهور و اين‌كه منظور آنها از واجب نفسى ، « ما وَجَبَ لأجل إنطباق عنوانٍ حسن » باشد بعيد است و دليلى ندارد .
هامش
( 1 ) . البته مرحوم آخوند از اين باكى ندارد ؛ زيرا مكرّر فرموده است كه نامگذارى مهم نيست . در تصوير موضوع علم اصول همين را فرمود . در تصوير قدر جامع بنابر صحيحى نيز همين را فرمود . پس اينجا هم بفرمايد كه اسم آن عنوان ، هرچه باشد مهم نيست . ( 2 ) . مرحوم آخوند ممكن است جواب دهد كه عنوان حسن ، بر خود عمل منطق و بر فوايد و لوازم ، مقدم است . ذاتى بر عَرضى تقدّم دارد و امر به نماز براى اين عنوان متقدّم است و نوبت به عناوين بعدى نمىرسد .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 525 | على محمدى خراسانى