تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نباشد اين است كه فرض كنيد اوّل دست شما با يكى از دو ظرف آب ملاقات كرد و پس از آن علم اجمالى پيدا كرديد كه يكى از آن دو نجس بوده و على القاعده بايد ملاقى هم طرف علم اجمالى باشد و بگوييم كه يا اين ظرف نجس است و بايد اجتناب شود و يا آن ظرف ديگر و ملاقى با آن نجس است ؛ ولى متأسفانه در هنگام پيدايش علم اجمالى آن ظرفى كه دست شما با آن ملاقات كرده بود از محل ابتلاء خارج شده و فعلا علم اجمالى نسبت به آن اثر ندارد ، ولى نسبت به ملاقى اثر دارد . پس بايد از ملاقى و طرف ديگر شبهه اجتناب كنيم نه از ملاقا كه از محل ابتلاء خارج شده و تكليف نسبت به آن فعلى نيست و حتى اگر بعد هم در محل ابتلاء داخل شود ، باز احتياط و اجتناب از آن لازم نيست ؛ زيرا علم اجمالى قديم كه در او مؤثر نيفتاد و علم اجمالى جديدى هم كه حاصل نشده تا مؤثر باشد . 3 - اگر نخست ملاقات حاصل شد و دست شما با يكى از اطراف علمى اجمالى ملاقات كرد و سپس علم اجمالى به نجاست يكى از اطراف پيدا شد و ضمنا هر دو طرف مورد ابتلاء هستند و هيچ‌كدام از محل ابتلاء خارج نمىباشند . در اين فرض بايد هم از ملاقى اجتناب كند و هم از ملاقا و هر طرف ديگر ؛ زيرا پس از ملاقات ، ملاقى تابع ملاقا و محكوم به حكم آن است و علم اجمالى بعدى به هر دو وارد مىشود . به اين نحو كه اجمالا مىدانيم يا اين ظرف آب نجس است و يا آن ظرف ديگر با دست ما باهم نجس هستند و وقتى ملاقى هم بالتبع داخل در محدوده شد ، قهرا علم اجمالى در آن هم مؤثر است و بايد احتياط كرد .