حكم به غير علم است ؛ زيرا شما يقين به ايمنى نداريد و شايد عذاب باشد . پس چگونه فتوا به آزادى مىدهيد ؟
2 - آياتى كه از وقوع در تهلكه و القاء نفس در معرض هلاكت نهى كرده و فرموده :
لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
« 1 » .
كيفيت استدلال : كسى كه مشتبه التحريم را مرتكب مىشود خود را در معرض هلاكت افكنده ؛ زيرا شايد در واقع حرام باشد و موجب هلاكت و عقاب شود و القاء در تهلكه ممنوع است . پس ارتكاب شبهه ممنوع است و بايد احتياط كرد .
3 - آياتى كه امر به تقوا نموده و فرموده :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 2 » و حق تقواى الهى اين است كه انسان از حرام واقعى مسلّم اجتناب كند ، از محتمل التحريم هم اجتناب كند و گرنه تقوا الهى را مراعات ننموده است .
قوله : و الجواب : مضافا به جوابهاى نقضى كه سه جواب است و آخوند رحمه اللّه از آنها صرف نظر كردهاند :
1 - در شبهه موضوعيه هم همين حرفها هست پس چرا شما در آنجا برائتى شديد ؟ . 2 - در شبهه وجوبيه نيز همين حرفها هست و شما برائتى شديد . 3 - خود اخبارىها چند گروهند : عدهاى توقفىاند ؛ ولى عدهاى فتوا به وجوب احتياط مىدهند ، عدهاى فتوا به حرمت ظاهرى مشتبه التحريم دادهاند ، عدهاى فتوا به حرمت واقعى دادهاند و همان اشكال به اينها هست كه قول به غير علم است .
و جواب مرحوم آخوند اين است كه پس از قيام ادله معتبره از نقل و عقل بر برائت و اباحه شرعى و ايمنى عقلى از عقاب در شبهه بدويه ، فتوا به اباحه يا برائت از نوع فتواى بدون علم و دليل معتبر نيست ، بلكه با دليل است و از آيات دسته اوّل تخصصا خارج است و نيز ارتكاب مشتبه با وجود دلايل عقلى و نقلى بر جواز از نوع اقدام در هلاك و افتادن در وادى هلاك نيست . و يقين به عدم هلاك به معناى عقوبت داريم . و نيز ارتكاب مشتبه مخالف با تقواى الهى نيست ؛ زيرا تقوا يعنى واجبات را انجام دادن ، محرمات را
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 195 .
( 2 ) - سوره تغابن ، آيه 16 ؛ سوره بقره ، آيه 103 .