رابعا اجماع سيد موهون است ؛ زيرا مشهور علماء با آن مخالفت كرده و طرفدار حجيّت خبر واحد شدهاند . و اجماعى كه نوع بزرگان با آن مخالفت كرده باشند ، ارزشى ندارد . در نتيجه سه دليلى كه منكرين حجيّت خبر واحد آوردند ، هيچكدام ارزش نداشته و مدّعاى آنان را ثابت نكرد .
3 - در قبال اخبارىها كه افراط كرده بودند و سيد و امثال او كه تفريط كرده بودند ، مشهور علماء طرفدار حجيّت خبر واحد هستند ( فى الجملة يعنى با قطعنظر از شروطى كه هركدام براى حجيّت خبر واحد قائل هستند ) و براى اثبات حجيّت آن به ادله اربعه استدلال شده است :
ادلّهء حجّيت خبر واحد
الف ) آياتى از قرآن
براى اثبات ادلّه حجيّت خبر واحد از قرآن با پنج آيه استدلال شده است .
1 - آيه نبأ :
اولين و مهمترين آيه از آيات حجيّت خبر واحد ، آيهء نبأ است كه مىفرمايد
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
. . . » « 1 » به اين آيه شريفه از جهاتى استدلال شده كه مرحوم آخوند در حاشيه بر رسائل تا هفت وجه ذكر كرده است . « 2 » در متن كفايه سه وجه آن وجوه را آوردهاند كه هر سه وجه استدلال به مفهوم شرط است و وجه اوّل و سوم از خود مرحوم آخوند است و وجه دوّم از مشهور و شيخ اعظم ،
وجه اوّل كه اظهر وجوه است ( زيرا از اشكالات وجوه ديگر سالم است . ) اين است كه موضوع در آيه خود طبيعت نبأ باشد ، بدون خصوصيت و قيد و شرطى از نبأ فاسق بودن يا نبودن ، و حكم در آيه وجوب تبيّن و تحقيق است كه با امر « فتبيّنوا » بيان شده و شرط اين حكم هم عبارت است از مجىء الفاسق به اين نبأ و خبر ، گويا فرموده است كه « النبأ يجب
هامش
( 1 ) - سوره حجرات ، آيه 6 .
( 2 ) - حاشيه بر رسائل ، ص 60 .