تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
به وظايف بندگى قيام كرده ، حرمت مولى را حفظ كرده ، از رسوم عبوديت خارج نشده ، تسليم محض بوده و عزم و جزم بر اطاعت داشته و نسبت به آنچه در اختيارش بوده كم نگذاشته و به خوبى برطبق قطع عمل كرده ؛ البته تصادفا و ناخواسته قطع او مصادف واقع درنيامد ولى او حسن نيت خود را نشان داد ، آمادگى و عزم جدى خود را نشان داد و لذا پاداش دادن به او بجاست . قوله : و ان قلنا : به عقيد مرحوم آخوند آن تجرّى و جرأت بر مولى و اين انقياد و تسليم در برابر مولى از خبث باطن و سوء سريرهء متجرّى و حسن باطن و سريره منقاد سرچشمه مىگيرد . ( و بعدا خواهند فرمود كه حسن سريره در بعض افراد و سوء سريره در بعض ديگر ، ذاتى آنها بوده و جبر است . ) ولى مادامىكه اين باطن پليد يا پاك به نوعى بروز نكرده و خودش را نشان نداده و برطبق آن مشى و جرى و حركتى در خارج انجام نشده و صرفا درون جان آدمى كامن و مخفى و پنهان است ، پاداش يا كيفر ، ثواب يا عقاب ندارد و حد اكثر يك مدح و ذمّ زبانى دارد . ولى هنگامى كه اين باطن خبيث يا طيب را آشكار كرد و در مقام عمل و اقدام بنا را بر مخالفت يا موافقت گذارد و به قصد تمرّد بر مولى جام را سركشيد : جمعه‌اى را ترك كرد و . . . صدالبته استحقاق مثوبت يا عقوبت هم به دنبالش مىآيد . ( نظير ساير صفات رذيله و حسنه از قبيل : كبر ، حسد ، عجب ، تواضع ، كرم و . . . كه تا وقتى درون جان آدمى هستند و ابراز نكرده است ، تنها ستايش و سرزنش زبانى دارد كه فلانى ناقص است و داراى صفت رذيله و ضد ارزشى حسد مىباشد . يا فلانى كامل و داراى صفت حسنه تواضع است و . . . ولى وقتى اين رذيله را بروز داد و اظهار حسد و كبر و . . . نمود ، مستحق مؤاخذه يا مثوبت مىگردد ) و گرنه مادام كه ابراز نكرده ، عقاب و ثوابى نيست . دليل اين بخش نيز وجدان و عقل فطرى است و عقلاء عالم تفتيش عقايد ندارند كه در باطن افراد چه مىگذرد يا چه كسى حسن باطن دارد . و چه كسى بدباطن است ؟ آرى وقتى اين‌ها در قالب تجرّى و انقياد ظهور پيدا كردند و عملا در صدد اطاعت يا مخالفت برآمد ، سخن از استحقاق عقوبت و مثوبت به ميان مىآيد .