قوله : و لعلّ : نظر نهايى مرحوم آخوند اين است كه حق با مشهور است و مطلق و مقيّد اگر متنافيان بودند ، جاى تقييد است ؛ ولى وجه رأى مشهور آن نيست كه خود مشهور و يا شيخ اعظم در دفاع از مشهور بيان كردند ، بلكه سرّ مطلب آن است كه در اينجا دو ظهور اطلاقى داريم كه هر دو به كمك مقدمات حكمت درست مىشود .
1 - ظهور اطلاقى مطلق ، در اطلاق و شياع و سريان و شمول آن نسبت به رقبهء مؤمنه و كافره ( مثلا )
2 - ظهور اطلاقى صيغهء امر ، در ايجاب تعيينى و اينكه معيّنا عتق رقبهء مؤمنه واجب است .
اين دو ظهور اطلاقى تنافى دارند ؛ زيرا اولى تخيير و توسعه را مىگويد و دومى تضييق و تعيين را . از نظر مشهور ظهور صيغه در ايجاب تعيينى قوىتر از ظهور مطلق در اطلاق و شياع است ( وجه قوىتر بودن را ذكر نمىكنند ؛ ولى شايد وجهش غلبهء وجود يا غلبهء استعمال صيغهء امر در ايجاب تعيينى باشد ؛ ولى مطلق غالبا تقييد خورده و به قول مشهور غالبا در مقيّد استعمال شده ، تا آنجا كه مىگويند « ما من مطلق الّا و قد قيّد » ؛ يعنى كمتر مطلقى است كه مبتلا به تقييد نشده باشد . روى اين جهات ظهور صيغه در تعيين قوىتر است . ) قاعدهء كلّى آن است كه دليل قوىتر بر ضعيفتر تقدّم دارد ، پس مقيّد بر مطلق مقدّم مىشود و سبب تقييد مىگردد . ( البته اگر مناط اقواييّت باشد ، بايد گفت كه در جايى ممكن است مطلق قوىتر باشد . در آن صورت ، بايد مطلق را اخذ كنيم و در مقيّد تصرّف كنيم ؛ ولى غالبا قضيّه به عكس است و مقيّد قوىتر است . ) .
قوله : و ربّما يشكل : وجهى كه مرحوم آخوند براى تقديم مقيّد بر مطلق و تقييد مطلق بوسيلهء مقيّد ( رأى مشهور ) ذكر كردند ، مبتلا به اشكال و مادّهء نقض شده و آن اينكه لازمهء وجه مذكور آن است كه در مستحبات نيز اگر مطلق ( تصدّق ، زر الحسين عليه السّلام ) و مقيّدى ( تصدّق يوم الجمعة ، زر الحسين عليه السّلام فى ليلة الجمعة ) . داشتيم ، به همان دليل مطلق را بر مقيّد حمل كنيم و بگوييم كه معينا روز جمعه صدقه دادن مستحب است و معينا شب جمعه زيارت حضرت حسين عليه السّلام مستحب است . درحالىكه مشهور در مستحبات چنين
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٦