تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مستقيما اين آيات را از دو لبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىشنيدند . ) دارد و افرادى را كه در آن عصر موجود بودند ؛ ولى در آن مجلس حضور نداشتند و غايب بودند ، شامل نيست و به طريق اولى معدومين و آيندگان را شامل نيست ؟ يا اين خطابات نيز همانند خطابهاى غير مشافهى تعميم داشته و همه انسانهاى واجد شرايط را تا دامنهء قيامت شامل است و مخصوص حاضرين نيست . غايبين و بلكه معدومين را نيز شامل است ؟ در مسئله اختلاف است و مرحوم شيخ در تقريرات تا پنج نظريه ذكر كرده‌اند « 1 » ولى مرحوم آخوند مىفرمايد كه قبل از هر مطلبى به جا است محل نزاع را مشخص كنيم و از آنجا كه كلمات بزرگان در تحرير محل نزاع در اين باب ، متفاوت است . لازم است كه محل نزاع به خوبى تنقيح شود تا بتوانيم در مسئله به درستى نظر بدهيم . درباره تعيين محل بحث ، دو مقام از بحث منعقد مىكنند : الف ) مقام ثبوت يا احتمالات : احتمالاتى كه در بيان محل نزاع وجود دارد سه احتمال است : 1 - نزاع يك نزاع كلى و صددرصد عقلى باشد و كارى به خطاب و مخاطبه نداشته باشد . در اين صورت ، تكليف ( مطلقا يعنى ، چه مستفاد از خطاب و دليل لفظى باشد و چه مستفاد از اجماع و حكم عقل يا دليل لبّى باشد . ) و بايدها و نبايدها در حق موجودين و واجدين شرايط ( چه حاضرين در جلسه و چه غايبين ) عقلا صحيح و ممكن است و هيچ تالى فاسدى ندارد ؛ ولى آيا در حق معدومين و آيندگان هم معقول و ممكن است ؟ يعنى كسانى كه هزار سال ديگر يافت خواهند شد ، شارع مقدس الآن در حق آنها افعل و لا تفعل ، بايد و نبايد داشته باشد . آيا چنين چيزى صحيح است ؟ 2 - باز هم نزاع صددرصد عقلى باشد ؛ ولى در محدوده خطاب و مخاطبه [ خطاب حقيقى عبارت است از « القاء الكلام نحو الغير بحيث يسمعه و يفهم معناه فى نظر المخاطب » يعنى گوينده و خطاب‌كننده سخنى را به ديگرى القاء و بيان كند و تير كلام را از كمان دهان به سمت او پرتاب كند . به‌گونه‌اى كه به هدف بخورد ؛ يعنى مخاطب آن را
هامش
( 1 ) - مطارح الانظار ، ص 203 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 280 | على محمدى خراسانى