تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
مرحوم آخوند طرفدار قول اوّل است و مىفرمايد كه ما در هر لغتى كلماتى داريم كه از حيث لغت و شرع ( اين جمله تعريض به سيد مرتضى و ردّ كلام او است . ) مخصوص عموم هستند ، مثل كلمه كلّ ، جميع ، كافّة ، هر ، همه و . . . با اين حال الفاظى هم داريم كه مخصوص خصوص مىباشند ، مثل بعض ، احد ، خاصّة و . . . و نيز الفاظى هم داريم كه ميان عموم و خصوص اشتراك دارند ، مثل اسماء اجناس از قبيل انسان كه گاهى در عموم به كار مىرود ، مثل انّ الانسان لفى خسرو الّا الّذين آمنوا . . . كه استثناء قرينه بر اراده عموم است . و گاهى در غير عموم به كار مىرود و از آن جنس و طبيعت يا فرد معهود اراده مىشود . و مثل لفظ مفرد منكر كه اگر در كلام مثبت باشد ، مفيد خصوص است و اگر در سياق نهى يا نفى باشد ، مفيد عموم است . قوله : ضرورة : دليل مرحوم آخوند : از بديهيات است كه لفظ كلّ و اخوات آن ( جميع ، كافة و . . . ) و معادلهاى آن از هر لغت و زبانى ( مثل همه و هر در فارسى ) اختصاص به عموم دارند و مفيد عموم مىباشند و شامل خصوص نمىباشند ، چه اينكه مخصوص خصوص هم نيستند . انكار چنين امرى انكار بديهيات است كه عقلانى و منطقى نيست . البته گاهى كلمه كل در خصوص هم استعمال مىشود ، مثلا مىگوئيم : « جاءنى كل الرجل » ( نظير سخنى كه دانشمند زمان سيد مرتضى درباره سيد گفته كه وقتى از وى پرسيدند : « سيد را چگونه يافتى ؟ » در جواب گفت :
لو جئته لرأيت الناس فى رجل * و الدهر فى ساعة و الارض فى دار
يعنى اگر به محضر سيد برسى ، همه مردم را در يك مرد خلاصه مىبينى و همه روزگار را در همان ساعتى كه در حضور سيد هستى خلاصه مىبينى ، و همه كره زمين در منزل سيد خلاصه شده . » ) منظورمان يك شخصيت والامقام و ممتاز است و در مورد او كلمه كلّ الرّجل به كار مىبريم ؛ ولى اين اطلاق بالعناية و المجاز است به يكى از دو مبناى ذيل : 1 - يا از باب حقيقت ادعائيّه سكاكى است ؛ يعنى اول ادعا مىكنيم كه فلانى همه مردان است و او را نازل به منزل همگان مىكنيم و بدنبال اين ادعا كلمه كل را در معناى خودش استعمال مىكنيم كه تصرّف در مستعمل فيه نشده ، بلكه در يك امر عقلى تصرف