فصل دوم الفاظ عموم
آيا در زبان عربى يا در هر زبان ديگر الفاظ و صيغى داريم كه مختص به عموم باشند و افاده عموم بنمايند و بر شمول جميع افراد ، دلالت كنند يا خير ؟ در اين رابطه اقوالى است كه به آنها اشاره مىشود :
1 - مشهور اصوليون مىگويند كه آرى ، در هر لغتى كلماتى وجود دارد كه مخصوص افاده عموم است . « 1 »
2 - عدهاى گفتهاند كه هرآنچه از الفاظ كه ادعا شده كه مختص به عموم هستند ، در حقيقت از الفاظ عموم نيستند و از الفاظ خصوص مىباشند و براى خصوص وضع شدهاند . « 2 »
3 - سيد مرتضى تفصيل قائل شده كه اين الفاظ در اصل لغت مشترك لفظى هستند و براى هريك از خصوص و عموم جداگانه وضع شدهاند ؛ ولى در عرف شارع و استعمالات شرع مقدس حقيقت در خصوص عامّ مىباشند . « 3 »
4 - عدهاى هم طرفدار توقف گشتهاند . « 4 »
5 - عدهاى طرفدار اشتراك لفظى شدهاند مطلقا يعنى از حيث لغت و شرع .
هامش
( 1 ) - معارج الاصول ، ص 81 ؛ نهاية الاصول ، ص 119 ؛ الوافية ، ص 112 ؛ قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 193 .
( 2 ) - در كتابهاى معراج الاصول ، ص 82 ؛ و قوانين ، ج 1 ، ص 193 به قومى نسبت دادهاند .
( 3 ) - الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 201 - 198 .
( 4 ) - قول قاضى ابو بكر باقلانى به نقل مختصر المنتهى ، ص 215 .