تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
1 - عدد مزبور از ناحيه قلّت و كثرت هر دو لا به شرط باشد ، مثلا كسى به شما اصرار مىكند كه فلان كار را بكنيد شما مىگوييد كه اگر صد بار هم بگويى انجام نمىدهم . اين مفهومش اين نيست كه اگر كمتر يا بيشتر باشد انجام مىدهم ، يا به قول قرآن
« إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
« 1 » ؛ يعنى اگر هفتاد بار هم براى آنان استغفار كنى ، هرگز خداوند آنان را نمىبخشد . » اين معنايش اين نيست كه اگر بيشتر شد ، خدا مىبخشد . خير ، آوردن هفتاد بار از باب مثال يا براى نكات ديگرى است . پس اين صورت كه مفهوم ندارد . 2 - عدد مزبور از هر دو جانب به شرط لا باشد ؛ يعنى نه كمتر باشد و نه بيشتر . مثل ركعات نماز ظهر كه بايد چهار باشد نه سه و نه پنج . حال آيا مفهوم دارد ؟ البته معناى خطاب مزبور اين است كه كمتر نباشد و نيز بيشتر هم نباشد ؛ ولى ربطى به مفهوم خطاب ندارد ، بلكه از باب اين است كه در منطوق خطاب ، عنوان و عدد خاصى اخذ شده و بايد استقلالا همان عنوان تحصيل شود و اگر كمتر بود آن عنوان حاصل نشده چه اينكه اگر بيشتر هم بود حاصل نشده است . 3 - عدد مزبور از ناحيه قلّت لا به شرط و از ناحيه كثرت به شرط لا باشد ، مثلا مىگويد كه فلان منزل را به مبلغ ده ميليون تومان براى من خريدارى كن ! يعنى بيشتر نباشد كه مقدورم نيست ؛ ولى معنايش اين نيست كه كمتر هم نباشد ، بلكه اگر كمتر باشد بهتر هم خواهد بود . باز نسبت به كثرت به شرط لا است مثل صورت دوّم كه دلالت منطوقى است نه مفهومى . 4 - عدد مزبور از ناحيه كثرت لا به شرط و از ناحيه قلّت به شرط لا باشد ، مثلا وقتى كه مىگويد اين منزل را به مبلغ ده ميليون تومان براى من به فروش ، منظورش اين است كه كمتر نباشد ، اگر بيشتر شد ، مانعى ندارد . باز نسبت به ناحيه قلّت منطوق كلام مىگويد كه كمتر نباشد و ربطى به مفهوم ندارد . خلاصه اينكه بايد عدد مذكور تحصيل شود به غير آن نبايد اكتفا شود ( چه در ناحيهء كثرت و چه قلّت ) ولى نه از جهت دلالت مفهومى ، بلكه از اين جهت اگر به غير آن قناعت شد ، آنكه در خطاب اخذ شده بود امتثال نشده و موافقت نگرديده است . ( پايان بحث مفاهيم ) .
هامش
( 1 ) - سوره توبه ، آيهء 80 .