تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
كه به عقيده صاحب الكفاية اين نيز حملش اوّلى ذات است . و حمل شايع صناعى كه ملاكش اتحاد موضوع و محمول در مصداق است ، مثل انسان و كاتب ، انسان و ابيض ، انسان و عالم و . . . حال اصل اوّلى در حمل آن است كه موضوع و محمول شايع داشته باشند و متعارف در قضاياى عرفيّه و در باب علوم همين قسم از حمل است و لذا نامش را شايع گذاشته‌اند . نتيجهء دو مقدمهء مزبور آن است كه وقتى ما چيزى را ( على ، زيد ، قريش در مثالهاى اوّل بحث ) بر ماهيّت و طبيعتى حمل مىكنيم و مىگوئيم كه الضارب زيد ، الشجاع على و . . . حد اكثر مفهوم اين حمل آن است كه ميان اين موضوع و محمول اتحادى وجود دارد و اين طبيعت برآن فرد صادق و با آن متحد است . و اما اينكه ماهيّت مزبور مخصوص اين فرد باشد و انحصارى باشد ، اين امر معلوم نيست تا به صورت قانونى مفيد حصر باشد ( البته قضيّهء الضارب زيد و . . . گاهى در مقام مبالغه به كار مىرود و مثل اين است كه خطيب هم فلانى است ، نمايندهء مجلس هم فلان‌كس است و . . . از بحث خارج است و گاهى حقيقتا به كار مىرود در اين‌گونه موارد انصاف اين است كه ظهور در حصر دارد و اگر صرف اتحاد مصداقى بود بدون الف و لام و با تأخير ضارب و شجاع و . . . نيز اين مقصود ادا مىشد و مىتوانست بفرمايد : على شجاع ، زيد ضارب و . . . ) . قوله : نعم : نظريه آخوند رحمه اللّه اين شد كه مسند اليه با الف و لام مفيد حصر نيست ؛ ولى در خاتمه سه مورد را استثناء كرده و مىفرمايد كه اگر اين‌ها احراز شد افاده حصر هم محرز مىگردد : 1 - قرينهء خاصّ دلالت كند بر اينكه الف و لام براى استغراق است و منظور از الضارب زيد اين است كه كل فرد من افراد الضارب زيد ؛ يعنى جميع افراد ضارب در زيد خلاصه شده و زيد همهء افراد ضارب است و هرآنچه از افراد اين طبيعت كه فرض كنى او زيد است ، نه بدين معنا كه افراد ديگرى هم وجود دارد ، ولى با زيد اتحاد دارند . اينكه محال است ، بلكه بدين معنا كه كلى منحصر به فرد است و يگانه فرد ضارب زيد است ، يگانه مصداق شجاع على است و . . . طبعا در اين فرض مفيد حصر است و مفهوم دارد . 2 - الف و لام مفيد استغراق نباشد ، بلكه دال بر جنس و طبيعت باشد ؛ ولى مدخول