مفيد نفى حكم مزبور از مستثنى است .
دليل مرحوم آخوند انسباق و تبادر است كه از جملههاى استثنائيّه ، همين معنا به ذهن تبادر مىكند . و لذا اهل ادب مىگويند كه نقيض حكم مستثنى منه براى مستثنى ثابت است يا مىگويند كه استثناء از نفى و كلام منفى اثبات است و از اثبات هم نفى است ؛ يعنى كلام متعرض جانب مستثنى است نه اينكه ساكت باشد . اينها مؤيد آن است كه نحويين نيز همين حصر و اختصاص و مفهوم داشتن را فهميدهاند .
قوله : فلا يعبأ : تنها كسى كه در مسئله مخالفت كرده ، آقاى ابو حنيفه است كه منكر افادهء حصر و اختصاص و به دنبالش منكر مفهوم استثناء شده است و گفته كه جمله استثنائيّه نسبت به حكم مستثنى ساكت است و نفى و اثباتى ندارد و از خارج بايد حكم آن را به دست آورديم ( البته دليل ايشان ظهور دارد كه فقط استثناى از نفى را مفيد اثبات نمىدانند ؛ ولى حضرات تعميم داده و به او نسبت دادهاند . كه او استثناء را كلا مفيد حصر و اختصاص و دالّ بر مفهوم نمىداند . ) دليل ابو حنيفة جملاتى از قبيل لا صلاة الّا بطهور « 1 » است و كيفيت استدلال او اين است كه اگر اين جمله مفيد حصر و داراى مفهوم باشد ، معناى منطوقش اين مىشود كه بدون طهور اصلا صلاتى نيست و مفهومش اين مىشود كه با طهور صلاة نيز هست ؛ يعنى به مجرّد اينكه طهور آمد ، صلاة هم مىآيد خواه ساير اجزاء و شرايط باشند خواه نباشند . درحالىكه اين مفهوم قطعا باطل است و ما از خارج مىدانيم كه صلاة اسم مجموعهاى از اجزاء و شروط است و نام طهور تنها نيست . « 2 »
مرحوم آخوند مىفرمايد كه به اين سخنان اعتنا نمىشود و احتجاج ابو حنيفه ضعيف است و در حاشيه و متن سه جواب مىدهند :
1 - جواب در حاشيه : در امثال تعابير مزبور ، كلمه ممكنة به عنوان خبر لاى نفى جنس مقدر است و منظور نفى امكان است و منظور اين است كه بدون طهور اصلا نماز ممكن نيست يا نماز صحيح ممكن نيست . و مفهومش اين است كه با طهور نماز هم ممكن است
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 256 ، حديث اوّل و ششم ، باب اوّل از ابواب وضو .
( 2 ) - شرح مختصر الاصول عضدى ، ص 265 - 264 .