كجا آوردهايد ؟ پس شما هم خلاف ظاهر مرتكب شدهايد .
قوله : قلت : در جواب مىگوئيم : آرى ، اگر اطلاقى بود ، راه ما خلاف ظاهر اطلاق بود ؛ ولى اصلا اطلاقى نيست . بيان مطلب : ظهور اطلاقى جزاء در گرو اطلاق و مقدمات حكمت است و يكى از مقدّمات حكمت اين است كه قرينه و بيان يا چيزى كه صلاحيّت براى قرينه بودن دارد ، در كلام نباشد و گرنه مقدّمات حكمت كامل نمىشود و اطلاق هم منعقد نمىشود و در ما نحن فيه ما يصلح القرينيّة وجود دارد و آن ظهور جمله شرطيّه در حدوث جزاء نزد حدوث شرط است كه نتيجهاش تعدّد جزاء بود ؛ يعنى دو فرد از وضو بايد اتيان شود و اين قرينه است بر اينكه از جزاء در هر دو جمله اصل طبيعت وضو اراده نشده ، بلكه در هر جملهاى فردى از اين طبيعت اراده شده است . پس اصلا اطلاق منعقد نشده تا راه حلّها خلاف ظاهر اطلاقى باشد .
قوله : و لا دوران : اگر قائل به تداخل بگويد كه ظهور اطلاقى جزاء در وحدت مطلوب و طبيعت واحده با ظهور وضعى جمله شرطيّه در حدوث عند الحدوث در عرض هم هستند و تعارض مىكنند و دوران امر بينهما است در جواب مىگوئيم كه هرگز ميان اين دو ظهور دورانى و تعارضى نيست ، بلكه ظهور وضعى شرطيه در حدوث بر ظهور اطلاقى جزاء مقدّم است ؛ زيرا ظهور وضعى تنجيزى است و حالت منتظره ندارد ، ولى ظهور اطلاقى تعليقى است و اگر مقدّمات حكمت فراهم بود منعقد مىشود و الّا فلا . و چون ما يصلح للبيانيّه وجود دارد ، اصلا اطلاقى منعقد نمىشود و ظهورى درست نمىشود .
قوله : فلا يلزم : از بحثهاى گذشته نتيجه مىگيريم كه اگر تداخلى شويم ، ناچاريم در ظهور شرطيّه تصرفى كرده و خلاف ظاهرى مرتكب شويم ( به يكى از سه وجهى كه گذشت ) ولى اگر عدم تداخل را اختيار كنيم ، هيچ تصرفى در ظاهرى نشده ، بلكه ظهور شرطيّه محفوظ است و ظهور اطلاق هم كه اصلا منعقد نشد تا با او مخالفتى كرده باشيم .
قوله : فتلّخص : خلاصه اينكه : ما مثل مشهور طرفدار عدم تداخل هستيم و مىگوئيم كه مقتضاى ظهور جملهء شرطيّه در حدوث عند الحدوث ، عدم تداخل است و به تعداد هر شرطى بايد جزائى بياوريم . البته مقتضاى قاعده ( روى ظهور جملهء شرطيّه ) عدم تداخل
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٧