تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
فرق گذاشته و فرموده‌اند اگر وجوب به صورت جملهء خبريه بيان شود ، مثلا بگويد : « إن جاءك زيد يجب اكرامه » در اين صورت وجوبى كه در جزاء آمده كلّى است و مادّهء « يجب » كه لفظ وجوب باشد . بر كلّى و جنس وجوب دلالت مىكند و طبعا مفهوم شرط هم عبارت خواهد بود . از نفى همين وجوب كلّى برفرض نفى شرط ، يعنى اگر زيد نيامد ، همين وجوب اكرام كلّى منتفى مىشود و اشكال در اين بخش مندفع است و مفهوم ، انتفاء سنخ حكم است و اگر وجوب به صورت جملهء شرطيهء انشائيّه بيان شود ، مثلا بگويد : « إن جاءك زيد فاكرمه » در اينجا شيخ هم مثل مشهور قبول دارد كه مفاد هيئت جزئى است و وجوبى كه با صيغهء افعل انشاء مىشود فرد و مصداقى از وجوب است ، و لكن از راه ديگر انتفاء سنخ الحكم را اثبات مىكند و آن راه اين است كه اگر منظور مولى ارتفاع شخص حكم عند ارتفاع القيد بود ، چرا به صورت جملهء شرطيّه بيان كرد ؟ ارتفاع شخص حكم تابع ارتفاع يكى از قيود موضوع است و به صورت وصفيّه هم كه مىفرمود : « اكرم زيدا الجائى » يا به صورت لقب هم كه مىفرمود : « اكرم الجائى » باز با انتفاء وصف عنوانى جائى ، وجوب اكرام هم منتفى بود و نيازى نبود كه به صورت شرطيّه بيان كند ، از اينكه به صورت شرطيّه بيان كرده استفاده مىكنيم كه منظور انتفاء سنخ الحكم است ، به اين بيان كه شرط ظهور در عليّت دارد و خاصيّت علّت آن است كه معلول تابع او است و فرض هم اين است كه شرط علت منحصره است و اگر اين شد قطعا وجوب اكرام تابع اين شرط خواهد بود و اگر شرط منتفى شد ، علّت منحصره منتفى شده و اگر علّت منحصره منعدم شد ، معلول هم كلا منتفى مىشود و چيزى به‌عنوان وجوب اكرام باقى نمىماند و ما از اين راه استفاده مىكنيم كه مفهوم انتفاء سنخ الحكم است . قوله : و اورد : قبل از مرحوم آخوند هم كسانى شبيه جواب ايشان از اشكال مذكور در اشكال و دفع جواب داده و گفته‌اند كه در باب هيئت هم وضع و موضوع له و مستعمل فيه عامّ است و منشأ به صيغه افعل يك وجوب كلّى است و در مفهوم ، همين كلّى منتفى مىشود و مفهوم انتفاء سنخ الحكم است ؛ ولى مرحوم شيخ به دو بيان جواب مذكور را ردّ كرده‌اند .