تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

فصل اوّل جملهء شرطيّه

پس از فراق از مقدمهء مزبور و آشنايى با تعريف مفهوم و تبيين محلّ نزاع ، مباحث اصلى اين مقصد را شروع مىكنيم و آن را در پنج فصل قرار مىدهيم : فصل اوّل از فصول اين مقصد ، دربارهء جملهء شرطيّه است : قدر مسلم اين است كه : جمله شرطيّه بر ثبوت جزاء نزد ثبوت شرط دلالت دارد و اين معناى مطابقى كلام است و از تعليق جزاء بر شرط همين معنى متبادر است . فى المثل « إن جاءك زيد فاكرمه » مفادش اين است كه : اگر مجىء زيد ثابت و محقّق شد ، به دنبال آن وجوب اكرام هم ثابت مىشود و اين وابسته به وجود آن است . پس اگر آن بود اين نيز نخواهد بود . ( حال آيا اين دلالت مربوط به ادوات شرط وفاء جزائيّه است يا مربوط به هيئت جملهء شرطيّه است ؟ خيلى مهم نيست ؟ ) چيزى كه فعلا مورد بحث مىباشد اين است كه جملهء شرطيّه همان گونه كه بر ثبوت جزاء برفرض ثبوت شرط دلالت مىكند ( منطوقى ) آيا بر انتفاء جزاء برفرض انتفاء شرط هم دلالت مىكند ( مفهومى ) يا نه ؟ معناى مفهوم داشتن اين است كه اگر اين شرط ( مجىء زيد ) نبود ، آن جزاء ( وجوب اكرام ) نيز مطلقا نخواهد بود ، يعنى بر جميع فرضها و تقديرهاى ديگر ( فرض عالم بودن ، احسان كردن ، راكب بودن ، سلام كردن و هر شرط ديگرى كه به جاى مجىء زيد فرض شود . ) اكرام زيد را واجب نيست . ( بگونه‌اى كه اگر خطابى رسيد مبنى بر اينكه « ان احسن اليك زيد فاكرمه » و بر اين فرض هم اكرام زيدا واجب كرد ، اين خطاب مخصّص عموم آن مفهوم باشد . ) معناى مفهوم نداشتن اين است كه جمله شرطيّه فقط فرض مجىء زيد را متعرّض است و وجوب اكرام را براى زيد در اين فرض ثابت مىكند و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 139 | على محمدى خراسانى