مقام اوّل در عبادات
اگر از سوى مولى نهى از عبادتى صادر شود ( مثلا از روزهء روز عيد فطر و قربان نهى كند يا از صوم و صلاة حائض در ايّام حيض نهى كند . ) آيا اين نهى اقتضاى فساد و بطلان آن عبادت را مىكند يا نه ؟
مقدمه : نهى يا مولوى است و از مولى بما هو مولى و شارع بما هو شارع صادر شده و يا ارشادى است و از شارع بما هو عاقل صادر شده است . نهى مولوى هم يا مولوى ذاتى است كه از مفسده ذاتيّه در متعلّق سرچشمه مىگيرد و يا مولوى تشريعى است كه ذاتا مفسده ندارد ، ولى بهعنوان تشريع و افتراء بر خداوند و اسناد چيزى كه از شارع نيست ، به شارع ، حرام گرديده و متعلّق نهى واقع شده است . اصل در نواهى مولوى بودن است و اصل در نهى مولوى هم ذاتى بودن است . با توجه به اين مقدّمه مىگوئيم :
به عقيده آخوند اگر نهيى به خود عبادت بار شد ( نه بهشرط آنكه گاهى يك امر توصّلى است و نه به وصف آنكه يك عنوان توصّلى است ) و عبادت بما هى عباده متعلّق نهى شد چه نهى به كلّ عبادت بار شود مثل نهى از صوم و صلاة براى حائض و چه به جزء عبادت بار شود - كه جزء عبادت هم عبادت است - مثل نهى از قرائت سور عزائم در نماز ، در هر حال دالّ بر فساد و بطلان عبادت است . زيرا نهى مولى بالمطابقه بر تحريم ذاتى عمل دلالت دارد ، يعنى كاشف از اين است كه اين عبادت در حال حيض مثل شرب خمر صددرجه مفسده دارد و نبايد انجام شود و به دلالت التزاميّه ( البتّه التزام عقلى است نه لفظى كه مختار آخوند است ) بر فساد و بطلان عبادت دلالت مىكند ، زيرا هرگز حرمت ذاتى با صحّت قابل جمع نيست . چرا كه حرمت ذاتيّه كاشف از مفسدهء ذاتيّه و ملزمه در عمل است ( به عقيدهء عدليّه احكام تابع ملاكات است . ) و مفسده ذاتيّه دليل بر مبغوضيّت