سبب آن طلب انشاء مىشود . ] به طور كلّى هنگامى كه انسان شخصا مىخواهد اقدامى نموده و كارى را انجام دهد و فاعل مباشرى باشد ، و يا درصدد است كه ديگرى را به انجام كارى فرمان دهد اين فعل يا امر مقدّماتى دارد كه آنها را مقدّمات فعل اختيارى گويند و تا تمام آنها مجتمع نشود فعلى از فاعل و امرى از آمر صادر نخواهد شد . آن مقدّمات عبارتند از : اراده و مبادى آن .
اوّلين قدم و مقدّمه و مبدأ از مبادى فعل ارادى عبارتست از خطور و تصوّر و لحاظ آن شىء تا زمانى كه انسان مطلب و مقصدى را در ذهن تصوّر نكند و كارى را ملاحظه نكند ، نوبت به تصديق و . . . نمىرسد . مثلا تجارت يا تحصيل علم يا طلب ضالّه را لحاظ مىكند ، يا مثلا نماز و روزه و حجّ را در نظر مىگيرد .
دوّمين مبدأ از مبادى كار ارادى عبارتست از تصديق به فائده . پس از خطور شىء در ذهن و نفس ، گاهى تصديق به سود و زيان آن بديهى است ، ولى گاهى تصديق به نفع يا ضرر نظرى و محتاج تروّى و فكر است و چهبسا مدتها بايد مطالعه كند تا به نتيجهء مثبتى دست يابد و باور كند كه فلان كار به حال او نافع است . و تا اين مبدأ نباشد نوبت به مبادى بعدى نمىرسد .
سوّمين قدم و مقدّمه از مقدّمات فعل ارادى و اختيارى ميل و شوق به انجام كار است ، پس از تصديق به فائده در انسان ميل به انجام آن كار پديد مىآيد . [ از كلام صدر المتألهين استفاده مىشود كه بعضىها اراده را نفس شوق و ميل و شهوت گرفتهاند ، ولى صدر المتألهين آن را ردّ كرده و فرموده است : « و هى تغاير الشهوة . . . اذ قد يريد الانسان ما لا يشتهيه كشرب دواء كريه ينفعه ، و قد يشتهى ما لا يريده كاكل طعام لذيذ يضرّه » « 1 » خلاصه :
اين دو عام و خاص من وجه هستند . ]
يكى ديگر از مبادى كار ارادى و اختيارى و قصدى عبارتست از هيجان و اشتداد رغبت و شوق . شوق از مقولاتى است كه تشكيكى هستند و مراتب دارند ، شوق داراى مرتبهء ضعيفه ، متوسط و شديد مىباشد . البته ضعيفترين مرحله از شوق كافى نيست بلكه بايد
هامش
( 1 ) - الاسفار ، ج 4 ، ص 113 .