دو از لحاظ مفهوم و ماهيّت و . . . تفاوتى ندارند و يكى هستند .
قوله : فلا بأس : حال كه در باب طلب و اراده دو مسلك پيدا شد ، مناسب است قدرى در اين رابطه صحبت كنيم و تحقيقى داشته باشيم كه حقّ با اهل الحقّ است يا با اشاعره ؟
البته ما اين بحث را در فوائدمان « 1 » بررسى كردهايم ولى از آنجا كه از طرفى ارجاع محصّلين به آن مبحث مشكلاتى دارد [ چون شايد نسخهء فوائد در اختيارشان نباشد ، يا نتوانند بهدرستى مطلب را از آن دريافت كنند و . . . ] و از طرفى هم اعاده و تكرار را خالى از فائده [ براى آنان كه حاشيه را ديده و از مطلب خبر دارند ، فائده تذكّر است . ] و افاده [ براى كسانى كه مطلب را نديدهاند ] نديديم ، لذا در كفايه هم تعرض مىكنيم :
قوله : فاعلم : اشاعره مىگويند : طلب غير از اراده است و سخنان اينها بعدا خواهد آمد و نقد و بررسى خواهد شد ، ولى به نظر ما طلب و اراده اتّحاد دارند و هيچ مغايرتى بين آنها نيست .
بيان مطلب : طلب و اراده مراتبى دارند و داراى انحائى از وجود هستند كه ذيلا مىآوريم :
1 - مفهوم طلب و اراده كه عبارتست از خواستن
2 - ماهيت طلب و اراده و آنچه در جواب ما هو واقع مىشود كه در ادامه خواهد آمد .
3 - مصداق ذهنى طلب و اراده يا طلب و ارادهء متصوّر و موجود به وجود ذهنى
4 - مصداق انشائى طلب و اراده يا طلب انشائى و ارادهء انشائيّه .
5 - مصداق حقيقى و خارجى طلب و اراده يا همان صفت نفسانيّهاى كه وابسته به نفس است .
6 - مصداق لفظى طلب و اراده يعنى خود اين دو لفظ كه به زبان آمده و تلفّظ مىشوند .
7 - مصداق كتبى طلب و اراده يعنى خود اين دو واژه كه به قلم آمده و نوشته مىشوند .
حال مرتبهء ششم و هفتم يعنى مصداق لفظى و كتبى طلب و اراده يقينا غير ديگرى است ولى اينها وجودهاى اعتبارىاند و كارى به آن نداريم ، از اين دو مرحله كه بگذريم ،
هامش
( 1 ) - الفوائد ، ص 290 - 287 .