تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
4 - از همهء احتمالات قبل كه بگذريم و بپذيريم كه خود لفظ امر بدون هيچ قرينه‌اى دالّ بر وجوب است ، مىگوئيم كه حد اكثر استعمال در وجوب ثابت مىشود ، ولى استعمال اعم از حقيقت و مجاز بودن است . مؤيد دوّم : قول النبى ( ص ) : « لو لا ان اشق على أمّتي لامرتهم بالسواك » « 1 » وجه التأييد : بلاشك مسواك كردن در اسلام مستحب است ، و مع‌ذلك در حديث مىفرمايد كه من امر به مسواك نمىكنم ، اگر در مقام سخت‌گيرى بودم و چنين بنائى داشتم ، امر مىكردم . ولى چون بنا بر سخت‌گيرى ندارم و دين من دين سهل و آسانى است لذا به مسواك كردن امر ندارم ، پس از مورد استحباب و فعل مندوب كه داراى طلب ندبى است ، نفى امر كرده است و معلوم مىشود امر حقيقتا بر طلب ندبى اطلاق نمىشود و گرنه سلب و نفى صحيح نبود . پس امر حقيقت در وجوب است . سؤال : چرا اين روايت را مؤيد قرار دادند ؟ و دليل مستقل قرار ندادند ؟ جواب : براى اينكه اولا شايد وجوب و الزام از قرينه يعنى كلمه اشقّ استفاده شود و بحث ما در جائى است كه قرينه‌اى در كار نباشد . و ثانيا حد اكثر استعمال در مورد خاص را دلالت دارد و استعمال كه علامت حقيقت بودن نيست . مؤيّد سوّم : بريره كنيز عايشه بود و در هنگام كنيزى او را به عقد عبدى درآورده بودند پس از مدّتى آزاد شد و چون امر طلاق به يد حرّه است ، نزد عبد نمىرفت و قصد جدايى داشت . شوهرش نزد پيامبر ( ص ) شكايت برد . رسول خدا به بريره فرمود : « به خانه‌ات برگرد و با شوهر و فرزندانت زندگى كن » بريره عرض كرد : « يا رسول اللّه آيا امر به برگشتن به منزل مىفرماييد ؟ » فرمود : « خير امر نمىكنم و لكن شفاعت و وساطت مىكنم . . . » [ متن روايت : عوالى اللآلى روى ابن عباس : انّ زوج بريرة كان عبدا اسود يقال له : مغيث كانّى انظر : اليه يطوف خلفها يبكى و دموعه تجرى على لحيته ، فقال النبى ( ص ) للعباس : يا عبّاس ، الا تعجب من حبّ مغيث بريرة ، و من بغض بريرة مغيثا ؟ ! فقال لها النبى ( ص ) لو راجعته فانّه ابو ولدك ، فقالت : يا رسول اللّه أ تأمرني ؟ قال : لا ، انّما انا شفيع ، فقالت : لا حاجة
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 354 ، باب سوّم از ابواب مسواك كردن ، حديث 4 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 345 | على محمدى خراسانى