تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
1 - واسطه در ثبوت : منظور از ثبوت اصل وجود و تحقّق يك امر است و واسطه در ثبوت يعنى واسطه در اصل وجود يعنى علّت وجود و تحقّق واقعى يك شىء [ چه علم به آن داشته باشيم يا نه ] مثل نار كه واسطه در ثبوت حرارت براى ماء است و شمس كه واسطه در ثبوت روشنايى براى عالم است . 2 - واسطه در اثبات : منظور از اثبات علم و تصديق به چيزى است و واسطه در اثبات يعنى واسطه در علم و چيزى كه به سبب او علم به چيزى پيدا شود ، اعمّ از اينكه همين امر واسطه در ثبوت هم باشد يعنى هم علّت اصل وجود واقعى شىء است و هم علّت علم ما به آن وجود است و در حقيقت از علّت به معلول پى برديم و از علم به علّت واقعى به علم به معلول رسيده‌ايم و برهان لمّى از اين قسم است . و يا واسطه در ثبوت نباشد نامش برهان انّى است كه خود دو شعبه دارد : الف ) از معلول پى به علّت بردن . ب ) از يكى از دو امر متلازم به ملازم ديگر منتقل شدن . 3 - واسطه در عروض : منظور از عروض مجرّد حمل و اسناد است و واسطه در عروض يعنى واسطه در حمل و اسناد مجازى چيزى به چيز ديگر . مانند ماء كه واسطه در عروض و اسناد جريان بر ميزاب است : « الميزاب جار » ، و مانند سفينه كه واسطه در عروض حركت بر جالس است و مىگوئيم : « جالس السفينة متحرّك » . مقدمه دوّم : در علم معانى خوانديم كه مجاز را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد : 1 - مجاز در حذف : يعنى به حذف مضاف و در تقدير گرفتن آنكه فى الواقع حكم مال همان مقدّر است ولى مجازا به مذكور اسناد داده شده است ، مثل : و اسأل القرية اى اهلها ، و جاء ربّك اى امر ربّك و . . . 2 - مجاز در كلمه : كلمه‌اى به معناى كلمهء ديگر بيايد ، فى المثل مصدر به معناى اسم فاعل بيايد مثل : تبصرة اى المبصّر : تذكرة اى المذكّر و . . . يا به معناى اسم مفعول بيايد مثل لفظ اى ملفوظ ، عكس اى المعكوس ، عقل اى المعقول و . . . 3 - مجاز در اسناد : يعنى « اسناد الشىء الى غير ما هو له » ، مثل اسناد جريان به ميزاب در
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 323 | على محمدى خراسانى