مباحث پايانى مشتق
قوله : بقى امور : مجموع مطالب باب مشتق در سه بخش خلاصه مىشود :
بخش اوّل : مباحث مقدماتى كه طىّ شش امر گذشت .
بخش دوّم : مبحث اصلى كه مجموعهء هشت قول در اين باب فهرستوار ذكر شد و دو قول هم كه عمده بود با ذكر دليل بيان شد و مختار آخوند ( ره ) اين شد كه : مشتقّ در خصوص فرد تلبّسى حقيقت است .
بخش سوّم يا بخش پايانى : در اين قسمت شش امر ديگر مطرح است كه حاوى يك سلسله نكات منطقى و ادبيّاتى و اصولى و فلسفى است .
الف ) امر اول
امر اوّل از امور باقيمانده دربارهء بساطت و تركيب معناى مشتقّ است :
آيا مشتقّات داراى معناى مركب هستند يا بسيط ؟ [ مركّب يعنى چيزى كه داراى اجزاء است و بسيط يعنى چيزى كه داراى اجزاء نيست . ] دو نظريّه در اين باب مطرح است :
1 - مشهور مناطقه مىگويند : مشتقّ داراى معناى مركّب است ، مثلا ناطق يعنى ذات ثبت له النطق ، كاتب يعنى شىء له الكتابة ، ضاحك يعنى شيئى يا ذات له الضحك و . . .
2 - محقّق شريف در پارهاى از حواشى خود مدّعى شده كه مشتقّات داراى معناى بسيط هستند وى گفته : ما نيز قبول داريم كه بايد ذاتى مثلا « زيد » باشد و مبدئى مثلا « علم » باشد و ذات هم به اين مبدأ متلبّس و متّصف بشود تا بتوانيم وصف عنوانى عالم را از ذات انتزاع و بر ذات حمل كنيم . ولى خود اين وصف عنوانى كه داراى معناى بسيط است نه مركّب ، حاكى از حيث عالميّت است و دالّ بر وصف مذكور است كارى به ذات ندارد .