سرافرازانه پشت سر نهادند و لايق منصب امامت گرديدند ، در دعاى ندبه مىخوانيم :
فشرطت عليهم الزهد فى هذه الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها ، فشرطوا لك ذلك فعلمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قرّبتهم و قدّمت لهم الذكر العليّ و الثناء الجلىّ و اهبطت عليهم ملائكتك و رفدتهم بعلمك و جعلتهم الذريعة اليك و الوسيلة الى رضوانك . . . ،
و در زيارت جامعهء ائمّة المؤمنين مىخوانيم :
و انتم بين صريع فى المحراب قد فلق السّيف هامّته و شهيد فوق الجنازة قد شكّت اكفانه بالسهام و قتيل بالعراء قد رفع فوق القناة رأسه و مكبّل فى السجن قد رضّت بالحديد اعضائه و مسموم قد قطّعت بجرع السّم أمعاؤه . . .
پس امر زعامت مسلمين پس از نبى اكرم خطيرترين امر و رفيعترين منزلت و والاترين مقام است آنگاه لازمه داشتن چنين مقام عظيمى آنست كه پوشندهء اين لباس و متصدّى شونده اين منصب در هيچ برههاى از تاريخ زندگىاش داراى هيچ نقطهء سياه و تاريكى نباشد و لحظهاى هم متّصف به ظلم و شرك و كفر نشود ، به گونهاى كه يكبار انحراف و لغزش كافى است كه براى هميشه او را از نيل به اين منصب محروم سازد [ و ما در مباحث اعتقادى مسئلهء عصمت انبياء و ائمه ( ع ) را از همين راه ثابت مىكنيم كه آنان براى هدايت خلق آمدهاند . پس خود بايد پاك و پاكيزه و از هر نقص و ضد ارزشى منزّه و به همهء صفات حسنه و ارزشها آراسته باشند . تا مردمان از آنها پيروى كنند . و آنان اسوه و الگوى مردمان باشند و اگر مختصر گناه و لغزش و سوء سابقهاى داشته باشند از انظار مىافتند و كسى به امر و نهى آنان گوش نمىدهد . و نقض غرض پيش مىآيد ، براى تأمين غرض از ارسال رسل و نصب ائمه ( ع ) قانون لطف ايجاد مىكند كه آنان داراى مقام عصمت باشند تا اسوه باشند ، و نه تنها خود آنها پاك و مطهر باشند بلكه آباء و امّهات و اجداد و جدّات آنان نيز پاك باشند و نور پاك آنان در اصلاب شامخه و ارحام مطهّره واقع شده باشد و به انجاس جاهليت و شرك و كفر متنجّس نباشند . طاهر و مطهّر مىتواند مطهّر باشد . ] به ويژه اينكه از امامت به عهدى تعبير شده كه اضافه به خداوند دارد و عهد الهى است .
نتيجه : قرينهء مناسبت حكم و موضوع ايجاب مىكند كه يك لحظه ستمكارى بر
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٨