تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
2 - گاهى حال اتّصاف با حال جرى و اسناد اتحاد و هماهنگى ندارند . بلكه اختلاف دارند ؛ يعنى حال اتصاف در زمانى و حال اسناد در زمان ديگرى است كه خود اين دو فرض كلّى دارد : الف ) اتّصاف در گذشته و قبل بوده و اسناد و حكايت در آينده و بعد است . يعنى ديروز زيد مسافر بوده و ما امروز مىگوئيم : زيد مسافر است . اين قسم از اطلاق مورد اختلاف اصوليّين است . ب ) اتّصاف در آينده و بعد است و اسناد در گذشته و قبل است مثلا زيد فردا مجتهد خواهد شد ولى ما امروز مىگوئيم : زيد مجتهد است . اين قسم هم بالاجماع مجاز است . حال كه ثمرهء بحث روشن شد مىگوئيم : به حكم يك دليل و يك مؤيّد ، مراد اصولى از كلمهء « حال » زمان حال و زمان نطق نيست ، بلكه زمان اتّصاف و اسناد است . امّا دليل : از ضروريات و مسلّمات و اجماعيات نزد نحويّين آن است كه ، اگر زيد در گذشته متّصف به وصف ضاربيّت بوده و ما به لحاظ همان گذشته خبر داديم و وصف مذكور را بر زيد حمل كرديم و گفتيم : « كان زيد ضاربا امس » ، اين اطلاق حقيقت است . اگرچه در هنگام نطق اتّصافى نيست و منقضى شده . همچنين اگر زيد در آينده متلبّس به لباس ضرب مىشود و ما به همان لحاظ از آن حكايت كرده و خبر دهيم كه : « سيكون زيد ضاربا غدا » ، باز اطلاق حقيقى است . اگرچه در هنگام نطق هنوز تلبّسى وجود ندارد و بعدا خواهد آمد . حال اگر مراد حال نطق بود بايد در مثال اوّل اختلافى بود كه آيا حقيقت است يا مجاز ؟ و در مثال دوّم اجماع بر مجازيّت بود ، درحالىكه چنين نيست ، پس زمان نطق ملاك نيست . قوله : و لا ينافيه : دو سؤال : 1 ) چه فرق است ميان « سيكون زيد ضاربا غدا » با « زيد ضارب غدا » كه اوّلى را « بالاجماع حقيقت » و دوّمى را « بالاجماع مجاز » مىدانيد ؟ آيا آن اتّفاق بر حقيقت بودن با اين اتّفاق بر مجازيّت متنافيان نيستند ؟ 2 ) چه فرق است ما بين « كان زيد ضاربا امس » با « زيد ضارب امس » كه شما اوّلى را « بالاتّفاق حقيقت » و دوّمى را « مختلف فيه بين الأصوليّين » مىدانيد ؟ آيا اين اختلاف با آن