تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
3 - حال نطق و تكلّم : حالى كه به اين قضيّه تكلّم مىشود و آن را به زبان مىآوريم كه فقط به لحاظ حال حاضر است نه حال ماضى يا مستقبل . زيرا نطق و تكلّم در حال حاضر تدريجا موجود و معدوم مىشود . حال مراد از حالى كه در عنوان بحث مطرح شده چه حالى است ؟ حال تلبّس ؟ حال اسناد ؟ حال نطق ؟ قد يقال كه مراد حال نطق است ، و دو دليل هم برآن اقامه شده ولى در آخر اين مقدّمه آنها را طرح و طرد مىكنيم . فعلا در قبال قول يا احتمال مذكور ، رأى مشهور و اكثر حال نطق نيست . منتها برخى مثل آخوند در متن كفايه به حال تلبّس تعبير كرده‌اند و برخى مثل نسخه بدل خود كفايه به حال نسبت و اسناد تعبير كرده‌اند . مرحوم مشكينى در حاشيه فرموده : تعبير به حال تلبّس سهو القلم از سوى مصنّف و يا ناسخ است و بايد حال نسبت مىفرمود . ولى همان‌طور كه از توضيحات بعدى مخصوصا در « و بالجملة » روشن خواهد شد هر دو حال مطرح است . و قبل از استدلال لازم است ثمرهء اين بحث را كه مراد « حال نطق » باشد يا دو حال ديگر بيان كنيم : گاهى هر سه حال ( تلبّس ، نسبت ، نطق ) با يكديگر تطابق و توافق دارند ، يعنى هم‌اكنون زيد در خارج داراى فلان صفت است ، و اسناد و نسبت هم به لحاظ زمان حال است ، زمان نطق هم كه قطعا الآن است . در اينجا اگر گفتيم : زيد ضارب الآن بنا بر جميع اقوال و مبانى حقيقت است . ولى گاهى حال تلبّس و نسبت غير از حال نطق است ، يعنى حال تلبّس و حال اسناد به لحاظ زمان حاضر نيست . بلكه به لحاظ زمان گذشته يا آينده است . در اينجا هم دو فرض متصوّر است : 1 - گاهى حال تلبّس و حال اسناد با يكديگر تطابق دارند . يعنى هر دو به لحاظ گذشته يا آينده هستند مثلا زيد ديروز متّصف به صفت ضرب بود ، ما هم در مقام اخبار مىگوئيم : « كان زيد ضاربا امس » يا فردا متّصف به صفت ضرب خواهد شد و ما هم در مقام حكايت مىگوئيم : « سيكون زيد ضاربا غدا » اين دو نوع از اطلاق بالاجماع حقيقت است .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 240 | على محمدى خراسانى