اتّفاق تنافى ندارد ؟
در جواب مىگوئيم : خير هيچ منافاتى نيست .
زيرا كه در مثال اول تفاوت در اين است كه سيكون زيد ضاربا غدا دو كلمه دارد :
1 - « سيكون » كه حكايت حال آينده مىكند و مبيّن آن است كه اخبار به لحاظ آينده است .
2 - « غدا » كه مبيّن آن تلبّس است و دلالت مىكند كه در آينده و فردا زيد متّصف به وصف ضاربيّت خواهد شد و چون حال تلبّس با حال اسناد تطابق كامل دارند قطعا چنين كلامى حقيقت است . ولى « زيد ضارب غدا » يك كلمه دارد كه « غدا » باشد و اين كلمه مبيّن حال اتّصاف و تلبّس است كه فردا زيد متّصف به ضرب خواهد بود و چيز ديگرى كه مبيّن حال اسناد و نسبت باشد در بين نيست . وقتى كه نبود اطلاق حمل و جرى بر زمان حال حمل مىشود و اسناد به لحاظ حال حاضر مىگردد . يعنى زيد فردا مجتهد مىشود و ما امروز او را مجتهد مسلّم خطاب مىكنيم . و صدالبته تطابق نيست پس به اتّفاق كلمه مجاز خواهد بود ، به علاقهء اول و مشارفت .
در مثال دوّم ، تفاوت آنست كه « كان زيد ضاربا امس » ، هم مبيّن حال حكايت و اسناد دارد كه لفظ كان باشد و دلالت بر زمان گذشته دارد و هم مبين حال تلبس و اتصاف كه لفظ امس باشد و چون دو حال مذكور تطابق دارند بالاجماع اطلاق حقيقت است . امّا در زيد ضارب امس ، فقط چيزى كه بيانگر حال تلبّس باشد « كلمهء امس » است امّا چيزى كه مبيّن حال اسناد باشد نيست . مقتضاى اطلاق و حمل ضارب بر زيد آنست كه به لحاظ حال حاضر باشد و اينجا است كه دو حال هماهنگ نيست ، حال تلبّس قبل بوده و حال اسناد بعد است و جا دارد اختلاف شود كه آيا اين اطلاق هم حقيقت است يا مجاز ؟
قوله : و لو كانت : اين در واقع يك تبصره است . اگر كلمهء غدا در مثال اوّل و كلمهء امس در مثال اخير دو نقش بازى مىكرد يعنى هم مبيّن حال تلبّس بود و هم بيانگر حال اسناد و نسبت بود ، « زيد ضارب غدا » هم بالاجماع حقيقت بود نه مجاز زيد ضارب امس نيز اجماعا حقيقت بود نه مختلف فيها . ولى هيهات كه غدا يا امس دو كار بكند ، تنها حال تلبّس را مشخّص مىسازد و همان حرفها كه زديم در اينجا پياده مىشود كه يكى مجاز و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٢