خارج كلّى طبيعى نيست بلكه جزئى طبيعى است . و وصف عنوانى كلّيّت ، كلّى منطقى است ، چون منطق از اين گونه امور بحث مىكند و كلّى يعنى « ما لا يمتنع فرض صدقه على كثيرين » ، در مقابل جزئى كه اينها را معقولات ثانيه منطقى گويند . و مجموع مقيّد از انسان و كليّت كلّى عقل است . زيرا انسان با وصف كليّت محال است كه در خارج يافت شود بلكه جايگاه او فقط ذهن و عقل است .
با توجه به اين مقدمه مىگوئيم : ابتدائيت ملحوظه دو چيز دارد . 1 - ابتدائيت 2 - ملحوظه بودن . خود ابتدائيت قطع نظر از وصف ملحوظه بودن به لحاظ آلى يا استقلالى كلّى طبيعى است . كلّى است يعنى قابل صدق بر كثيرين است . طبيعى است يعنى طبيعة من الطبائع و به عقيده ما معناى اسم و حرف هر دو از اين قبيل است . وصف ملحوظه بودن كلّى منطقى است . [ البته نامگذارى مسامحه است و صرفا چون بر معروض عارض مىشود نامش كلّى منطق است . و گرنه كلّى منطقى وصف كلّيت و قابل صدق بر كثيرين بودن است ] و مجموع مركب از ابتدائيت به وصف ملحوظه بودن كلّى عقلى است .
زيرا ابتدائيت با قيد مذكور هماره در ذهن يافت مىشود و محال است در خارج يافت شود . البته نامگذارى به كلّى عقلى از باب استعاره و به علاقهء مشابهت است و گرنه كلّى عقلى شىء به وصف كلّيت بود نه به وصف لحاظ و مانند آن ، و در همين حالى كه كلّى عقلى است جزئى ذهنى هم هست . زيرا كه معنا در ذهن لحاظ و تصور مىشود و لحاظ يعنى وجود ذهنى و وجود هم چه ذهنى و چه خارجى تا تشخص پيدا نكند محقق نمىشود .
2 - قوله : و بما حقّقناه : چگونه است كه هم مىگوئيم معناى اسمى و حرفى جزئى است و هم مىگوئيم كلّى و قابل صدق بر كثيرين است ؟ آيا اين تناقض نيست ؟ خير زيرا جزئيت به اعتبار لحاظ است كه موجب جزئيت ذهنيه مىشود ، و كليت به اعتبار خود معنى است قطع نظر از لحاظ آلى و استقلالى .
در خاتمه اگرچه بحث معناى حرفى را قبلا در امر ثانى آورديم ، ولى به لحاظ فوائد و نكات جديد آن را تكرار كرديم . مرحوم مشكينى در حاشيه فرموده : المعلوم زائدا على ما
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٦