تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مضافا به بيانات مذكور مىتوان موادّ نقض بسيارى را آورد از فعلهاى متصرّف و جامد كه در خود كتب نحوى آمده است . 1 - افعال مقاربه : كاد ، كرب ، او شك و . . . كه ماضى هستند ولى در خبر آنها بايد مضارع بيايد ، و دالّ بر ماضى نيستند و يا لااقل اختصاص به آن ندارند . 2 - افعال مدح و ذم : نعم و بئس و ساء حبّذا كه ماضى هستند ولى براى انشاء مدح و ذمّ به كار مىروند نه براى دلالت بر زمان ماضى . 3 - افعال استثناء : از قبيل حاشا - عدا - خلا - و . . . كه فعل ماضى هستند ولى بر زمان گذشته دلالت ندارند ، و مىتوان گفت : غدا تكرم القوم ما خلا زيدا و . . . 4 - افعال تعجّب : از قبيل ما افعله و افعل به كه براى انشاء تعجب به كار مىروند . 5 - برخى از افعال ناقصه : نظير ، ليس كه عند الكثير براى نفى مضمون جمله فى الحال به كار مىرود نه اخبار از گذشته ، مثل ليس زيد بخيلا . 6 - افعال انشائيه : از صيغ عقود و ايقاعات هم بر زمان ماضى دلالت ندارد ، بلكه قبلا گذشت چه‌بسا انشاء و اخبار از معناى موضوع له افعال بيرون باشد و جزء دواعى و اغراض استعمالى و مربوط به كيفيت استعمال باشند . البتّه نحوييّن درباره موارد مذكور جوابهايى داده و توجيهاتى كرده‌اند . ولى داعى بر اين توجيه نيست دليلى ندارد كه تمام اين‌ها خلاف اصل باشد و تخصيص كثير يا اكثر لازم است . پس از اوّل اصل مبناى نحوى را قبول نداريم كه افعال براى دلالت بر زمان خاص وضع شده باشند . ] قوله : ثمّ لا بأس : اصل مطلب در مقدمه سوّم اين بود كه افعال و مصادر از مشتق اصولى خارج هستند ، ولى بدنبال آن يك بحث استطرادى در رابطه با تفاوت معناى فعل و اسم داشتيم كه آيا فعل دالّ بر زمان هست يا نيست ؟ و مبسوطا بيان شد . حال از باب اطراد و توسعه در بحث استطرادى و از باب اينكه « الكلام يجرّ الكلام » يك بحث استطرادى ديگر در رابطه با فرق معناى حرف با معناى اسم و فعل مىكنيم ، تا اين بحث استطرادى در تمام اقسام كلمه ( اسم و حرف و فعل ) جارى و سارى باشد . [ ضمنا ترتيب بحث كتاب را