است و لذا در اعمّ حقيقت است ، و هو المشهور ، و عدّهاى از قبيل ميرزاى قمى « 1 » طرفدار اشتراك لفظى بوده و مىگويند : مشتق يكبار براى خصوص متلبّس بالمبدا فى الحال وضع شده و يكبار براى ما انقضى عنه التلبس وضع شده است . فعلا به اين دو مبنا كار نداريم . ] و عدّهاى هم تفاصيلى دارند كه خواهد آمد .
مقدمات مبحث مشتق
قوله : و قبل الخوض : مرحوم آخوند مىفرمايد : پيش از اينكه اقوال و انظار را مطرح كنيم ، و ادلّهء اقوال و نقد و بررسى آراء را بيان و قول حق را اختيار كنيم ، قبل از همهء اينها ، بجا است كه شش امر را به عنوان مقدمات مبحث مشتقّ بيان نمائيم .
الف ) مقدمه اول
راجع به معناى مشتقّ است . ما المراد من المشتق المبحوث عنه ؟
مشتقّ در اصل لغت مطلق چيزهائى است كه از چيز ديگر منشعب شده و از آن گرفته مىشوند و برآن متفرع مىشوند مانند لفظى كه از لفظ ديگر مشتق مىشود و يا جدول و جوى آبى كه از رودخانهاى منشعب مىگردد يا لولههاى فرعى كه از لولهء اصلى منشقّ مىشوند . « 2 »
در اصطلاح نحوى عبارت است از : كل لفظ يؤخذ من لفظ آخر مع اشتماله على حروفه و موافقته معه فى الترتيب . يعنى مشتق آن لفظى است كه از لفظ ديگر گرفته مىشود با مراعات دو خصوصيّت :
1 - حروف اصلى مشتق منه را دارد مثل يضرب كه از ضرب گرفته شده و حروف اصلى [ ضاد ، راء ، باء ] را دارا است .
هامش
( 1 ) - قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 75 ، قوله : الثانى انّه لا ريب . . .
( 2 ) - بدائع الافكار ، ص 172 .