تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

مقدمهء سيزدهم مبحث مشتق

امر سيزدهم و آخرين امر از امور مذكور در مقدّمه كفاية الاصول ، دربارهء مشتقّ است كه از تمام امور دوازده‌گانهء قبلى طولانىتر و گاهى دقيق‌تر است . برخى از اصوليّين مثل مرحوم مظفّر آن را از مباحث اصلى علم اصول دانسته‌اند « 1 » ولى مرحوم آخوند آن را يكى از مقدّمات مباحث اصولى دانسته و در زمرهء آنها آورده‌اند . قبل از هر مطلبى عنوان بحث و محلّ نزاع را بيان مىكنند : به طور كلّى هنگامى كه وصفى را بر ذاتى حمل كرده و از آن قضيّه درست مىكنيم و مثلا مىگوئيم : « زيد عالم » سه چيز مطرح است : 1 - ذات يا موصوف مانند زيد . 2 - وصف عنوانى يا مشتقّ مثل عالم . 3 - مبدأ اشتقاق يا مشتقّ منه مثل علم . و چون در ذات مبدأ علم وجود دارد و ذات واجد اين خصوصيّت است ، بر اين اساس و بدين لحاظ ما وصف عالم را از زيد با آن ويژگى انتزاع كرده و بر زيد حمل نموده و مىگوئيم : زيد عالم . اطلاق مشتقّ بر ذات سه نوع است : 1 - اطلاق مشتقّ بر ذات فى الحال يعنى حال اسناد و نسبت كه حال نطق و تكلّم است به لحاظ اينكه بالفعل و در حال اسناد ، ذات متّصف به آن وصف و متلبّس به آن لباس
هامش
( 1 ) - اصول الفقه ، ج 1 ، ص 47 .