تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
دو را حقيقى و غير محتاج به تأويل مىدانند . با اين مقدّمه مىگوئيم : ما نيز قبول داريم كه تثنيه و جمع به منزلهء مفردات متكرّرهء متعاطفه است و . . . ولى منظور اين نيست كه از هريك از مفردات آن دو معنائى غير از معناى مفرد ديگر اراده شده ، بلكه منظور اينست كه از هريك از مفردات آن ، فردى از طبيعت واحده اراده شده است [ كلمهء « الظاهر » يا به معناى متبادر است ، يعنى اينكه از تثنيه دو فرد و از جمع سه فرد از افراد يك طبيعت اراده شود ، از ظاهر تثنيه و جمع اين متبادر است و يا ظاهر يعنى اينكه اصل و قاعده در تثنيه و جمع اين مطلب است و غير آن خلاف اصل است . ] مثلا وقتى مولائى به عبدش مىگويد : « جئنى بعينين او با عين » مراد اينست كه دو يا سه فرد از فلان طبيعت [ چشم مثلا ، يا چشمه مثلا ] را بياور ، نه اينكه مراد او دو فرد از دو طبيعت يا سه فرد از سه طبيعت باشد و از هر طبيعتى فردى را بخواهد . نتيجه : اگر متبادر از تثنيه دو فرد از يك طبيعت ، و از جمع سه فرد از يك طبيعت شد ، ديگر اين دو لفظ در اكثر از معناى واحد استعمال نشده‌اند تا سخن از جواز و امتناع و حقيقت و مجاز به ميان آيد . قوله : و التثنية و الجمع : جواب اوّل بر مبناى مشهور در مفردات تثنيه و جمع بود . حال گويا كسى به دفاع از صاحب معالم مىگويد : « ما اصل مبنا را قبول نداريم و اتّحاد لفظى را در مفردات كافى مىدانيم و شاهد مطلب هم تثنيه و جمع اعلام شخص [ زيدان و زيدون ، عبدلان و عبادله و . . . ] و اسماء اشاره [ هذان - هؤلاء و . . . ] است كه مفردات آنها زيد و زيد ، هذا و هذا است ولى معناى آنها يكى نيست . حال همان‌طور كه از زيدان دو معنى اراده شده ، اگر از عينان هم دو معنى اراده شود ، چه مانعى دارد ؟ » مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه تثنيه و جمعهاى مذكور حقيقى نيستند ، زيرا تثنيهء حقيقى آن است كه بر دو فرد از يك ماهيّت دلالت كند ، و زيدان بر دو فرد از يك معنى دلالت ندارد ، زيرا كه معناى زيد آن وجود شخصى است و كلّى نيست تا داراى دو يا چند نفر باشد و تثنيه بر دو فرد از آن و جمع بر سه فرد از آن دلالت كند . پس اين‌ها تثنيه و جمع تأويلى هستند ، يعنى اگر بخواهيم از آنها تثنيه و جمع بسازيم ، ناچار اوّل بايد در