تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
آنها لا به شرط است ، از قبيل : پيرى و جوانى ، رجوليت و انوثيّت فقر و غنى و . . . كه در وجوب و واجب دخيل نيستند . ولى قيود فراوانى هم هست كه به نوعى در مأمور به دخالت دارند ، اين قيود ابتداء به دو دسته تقسيم مىشوند : الف ) قيود وجودى : چيزهايى كه وجود آنها در واجب دخيل است و واجب نسبت به آنها به شرط شىء اى به شرط الوجود است . مانند ركوع و سجود و طهارت و استقبال و . . . در نماز ، طواف و سعى و وقوف و احرام و . . . در حج ، و . . . ب ) قيود عدمى : امورى كه عدم آنها در مأمور به دخيل است و مأمور به نسبت به آنها به شرط لا است ، مانند تروك مخصوص باب صوم از قبيل : ترك الاكل و الشرب و الجماع و . . . [ البتّه اگر صوم را به نفس اين تروك تفسير كنيم ، اين‌ها امور عدمىاند ولى اگر به كفّ النفس تفسير كرديم امر وجودى خواهند بود ، و تفصيل مطلب در باب نواهى خواهد آمد . ] و مانند تروك باب احرام و مانند مبطلات نماز از موانع و قواطع كه عدم آنها در نماز دخيل و شرطست . و هريك از اين دو دسته ( البته مثالهاى بعدى تماما از قيود وجودى خواهد بود و امور عدمى خيلى مثال روشنى ندارد و اهميتى هم ندارد ) قيود را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد : الف ) قيدها و خصوصياتى كه در خود واجب و مأمور به ، و در اصل طبيعت و حقيقت و مسمّى دخالت دارند . و طبيعت صلاة درضمن هر فردى از افرادش كه باشد بايد واجد اين خصوصيات باشد ، مانند ركوع و سجود و طهارت و . . . ب ) قيودى كه از مشخصات فرديه بوده و در فرد خاصى از افراد صلاة دخالت دارند نه در اصل طبيعت و ماهيت باز بخش اول ( قيود دخيله در اصل مأمور به ) خود دو شعبه دارد : 1 - يا خصوصيات معتبره از اجزاء واجب و مأمور به مىباشند ، [ جزء آن است كه داخل در مأمور به و مركب بوده و به سهم خود مقوم آنست و قوام مركب و مؤلف به آن و غير آن است . ] مانند ركوع و سجود و قرائت و . . . 2 - و يا اين قيود از شرائط مأمور به مىباشند ، ( شرط آنست كه از ذات و طبيعت مشروط و مأمور به بيرون است ، ولى در مأمور به خصوصيتى نهفته است كه بدون اين