تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بيش از 29 روز استعداد بقاء دارد يا خير . و در چنين موردى امام فرموده : اليقين لا يدخله الشك يعنى به شكّت اعتنا نكن و از يقين رفع يد نكن و مسلّما در اينجا مراد رفع يد از امر ثابت نيست بلكه مطلق رفع يد منظور است آنگاه به قرينهء وحدت سياق از بقيه روايات هم همين معنا اراده مىشود . و در نتيجه با قول مشهور انسب مىشود . 4 - در روايت خصال از على ( ع ) خوانديم : من كان على يقين فشك فليمض على يقينه فان اليقين لا يدفع بالشك يا فان الشك لا ينقض اليقين يا فان اليقين لا ينقض بالشك . كيفيت استشهاد : از صدر روايت عموميت فهميده مىشود چون فرموده : من كان على يقين حال يقين به امر مبرم و مستحكمى باشد يا به امر غير ثابت حذف متعلق مفيد عموميت است دنبالش فرموده : فليمض على يقينه يعنى بر يقين خود بگذرد و مشى كند يعنى خلاصه از يقين رفع يد نكند هدف اصلى رفع يد نكردن است چه از امر ثابت باشد يا غير آن آنگاه اين صدر قرينه برآن ذيل مىشود كه مراد از فان اليقين لا ينقض بالشك هم يعنى از يقين به واسطه شك رفع يد نمىشود و بعد به قرينهء وحدت سياق از تقيّه روايت هم همين معنا اراده مىشود . 5 - در موثقه عمار خوانديم : اذا شككت فابن على اليقين قلت هذا اصل ؟ قال : نعم اين حديث هم دلالت دارد كه هركجا شك كردى چه در امر مستحكم يا غير آن بنا را بر يقين بگذار يعنى باز هم از يقين خود دست برندار و پايدار بمان و لا فرق كه متعلق يقين امر مستحكمى باشد يا غير آن و به قرينهء وحدت سياق از باقى روايات هم همين معنا استفاده مىشود و بر نفع مشهور تمام مىشود . و به فرمودهء شيخ اعظم : فان المستفاد من هذه و امثالها ان المراد بعدم النقض عدم الاعتناء بالاحتمال المخالف لليقين السابق . . .