مقدور نيست تا شك در محصل غرض پيش آيد و لذا بايد از خير اين جنبه و نيل به مصلحت گذشت چون امكان ندارد پس بايد كارى كنم كه جنبهء مولويت اين امر امتثال نشود يعنى از عقاب رها شوم و تخلّص از عقاب حاصل مىشود به اتيان آن مقدارى كه يقين دارم كه در ترك آن عقاب هست و آن مقدار اقلّ است و امّا نسبت به اكثر شك دارم و بيانى نرسيده عقاب هم بدون بيان قبيح است پس آزادم و هذا معناى اصل برائت اين هم جواب اشكال دوّم :
[ نكتهء مرحوم آشتيانى به اين جواب مرحوم شيخ اعتراضاتى دارند از جمله اينكه : اوّلا اين جواب تنها در عبادات قابل قبول است ولى بحث ما در اعمّ از واجبات عبادى و توصلى است و ثانيا به عقيدهء خود شما قصد وجه اصلا معتبر نيست تنها قصد امتثال دليل دارد و ثالثا برفرض كه قصد وجه معتبر باشد مختص به مواردى است كه ممكن باشد و در ما نحن فيه ممكن نيست و رابعا . . . كه تفصيل مطلب را از بحر الفوائد بايد دريافت كنيد ]
قوله : فان قلت :
اشكال سوّم : شما در باب علم اجمالى و دوران بين المتباينين همانند ظهر و جمعه ، قصر و اتمام و . . . طرفدار وجوب احتياط بوديد و مىگفتيد بايد احتياط كرد و جمع بينهما كرد يعنى هم ظهر بخوانيم و هم جمعه و استدلال مىكرديد به اينكه : مقتضى براى وجوب احتياط موجود است و آن اينكه خطابات موارد علم اجمالى را هم شامل است و در اين مورد هم ما خطاب منجّز داريم و حيث اينكه نمىدانم كه مخاطب به خطاب صلّ الظهر هستم يا صل الجمعة پس بايد احتياط كنم و هر دو را بخوانم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٨٣