قوله : كما لا وجه :
شرط سوّمى كه فاضل تونى براى اجراء اصل برائت آورده اينست كه : مجراى اصل برائت به غير اجزاء عبادات اختصاص دارد يعنى نسبت به شروط عبادات ، نسبت به امور غير عبادى از قبيل استعمال دخانيات و . . . قابل جريان است و نسبت به اجزاء عبادت از قبيل شك در وجوب سوره در نماز جارى نيست بدليل اينكه اجزاء عبادت را بايد از زبان شارع گرفت و توقيفى است و جاى جريان اصل نيست .
قوله : فان النصّ :
مرحوم شيخ مىفرمايد : اين شرط نيز وجهى ندارد زيرا كه گاهى در مورد جزئى از اجزاء اصلا نصى در كار نيست يا اگر نصى داريم مجمل است در اينگونه موارد ما وظيفه داريم و بايد تعيين تكليف كنيم و راهى نداريم براى ايمنى از عقاب جز از اجراء برائت آنگاه در شك در اجزاء عبادت مورد از موارد اقل و اكثر ارتباطى مىشود كه هركسى مثل ما در آنجا نسبت به اكثر برائتى شد در اينجا اصل برائت از وجوب سور جارى مىكند و هركسى احتياطى شد ديگر جائى براى اصل برائت نخواهد بود و تفصيلا در مباحث اقل و اكثر بحث شد . نتيجه اينكه :
شروطى كه فاضل تونى ذكر كرد هيچكدام قابل قبول نيست و حق اينست كه اجراء اصل برائت يك شرط بيشتر ندارد و هو الفحص و اليأس عن الظفر بالدليل .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٦