قوله : اقول :
مرحوم شيخ سخنان فاضل را كاملا توضيح داده و در ضمن آن نظر مبارك خود را بيان نمودهاند و آن اينكه اين شرط فى الجملة قابل قبول است ولى كليت نداشته و بالجمله مقبول نيست توضيح مطلب : اينكه مىگوئيم اجراء اصل برائت يا اصل عدمى موجب ثبوت حكم و تكليف ديگر مىگردد بر دو گونه است :
1 - گاهى اجراء اين اصل موضوعسازى مىكند از براى حكم ديگر و به تعبير بهتر : مقتضى از براى فلان حكم موجود است ولى احتمال وجود مانع دارد با اجراء اصل رفع مانع مىكنيم و علت حكم ديگر تامه شده معلومش هم خودبخود مىآيد فى المثل شخصى مقدار مالى در حدّى كه بتواند با آن حج انجام بدهد در اختيار دارد پس مقتضى از براى وجوب حج موجود است ولى شك دارد كه آيا قرضى برعهده دارد يا خير ؟ كه اگر بدهكارى داشته باشد فعلا مستطيع نيست و بايد ديونش را بپردازد و اگر ندارد پس مستطيع است در اينجا اصالة برائت الذّمه از دين جارى نموده و بدينوسيله مانع محتمل را از سر راه برداشته و موضوع وجوب حج و يا علت تامه آنكه مستطيع بودن است ثابت مىگردد
و واضح است كه وقتى موضوع تكميل شد حكم هم برآن مترتب مىشود پس بر اين شخص حج واجب مىگردد [ و لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ]
مثال ب در كلمات فاضل تونى از همين قبيل است به اين معنا كه مقتضى از براى تنجس اين آب موجود است و هو الملاقاة ولى مانع مشكوك است زيرا كه شايد اين آب كرّ باشد پس به مجرد ملاقات منفعل نشود
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٣