محتمل واجب است و جاهل مقصر در اين باب معذور نيست تا زمانى كه يك طريق مؤمن براى خود كسب كند كه آن طريق عبارتست از تحصيل علم يا ظن و معتبر و يا احتياط نمودن
قوله : الا ترى :
شاهد مطلب اينست كه : عقل همهء عقلاء استقلال دارد به اينكه اگر كسى مدعى نبوت بود ما بايد تحقيق كنيم و ببينيم آيا او صادق الادعاء است تا متابعت كنيم و يا دروغگو است تا از او اجتناب كنيم و اگر تحقيق نكنيم معذور نخواهيم بود
و در مقام استدلال در كتب اعتقاديه به اين قانون مسلم عقلى تمسك مىكنند كه عقلا احتمال ضرر و عقاب مىدهيم و دفع عقاب محتمل واجب است و اگر علت اين باشد به حكم العلة تعمّم همين علت در ما نحن فيه نيز وجود دارد پس بايد فحص كنيم و قبل از آن حق نداريم از برائت مدد بگيريم .
قوله : هذا كله :
برفرض هم كسى حتى در دليل رابع ما خدشه نموده و بگويد اين حكم عقلى از همان علم اجمالى سرچشمه مىگيرد و مبتلا به همان ايرادات است و قبل و بعد الفحص را بطور مساوى گرفته و اجازهء جريان برائت را بما نمىدهد خواهيم گفت همان دليل اول كه اجماع قطعى همهء مسلمين بود كافى است و نيازى به ذكر ساير ادلّه نيست .
قوله : ثم ان :
آنچه تا به حال ذكر شد در رابطه با اصل برائت بود حال اضافه مىكنيم : كليهء اصول عمليهاى كه به نحوى با احتياط مخالف بوده و همنتيجه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٤