تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
كدام اطلاق ؟ ثبت الارض ثم انقش ، اثبت الموضوع ثم احكم عليه در نتيجه حتى بنا بر قول به اعمّ آن هم حتى نسبت به اجزاء غير ركنيه هم جاى تمسك به اصالة الاطلاق نيست آنگاه دست ما از دليل لفظى كوتاه مىشود و نوبت به اصول عمليه مىرسد و همان سخنان مطرح است كه احتياطى به اصالة الاحتياط و برائتى به اصالة البراءة تمسك مىكند و كلّ يعمل على شاكلته ، لكم دينكم ولى دين قوله : و قد ذكر . . . : بعضىها براى ردّ اصالة الاطلاق و ابطال آن در ما نحن فيه از طرق ديگر پيش آمده‌اند از قبيل انصراف اطلاقات به اكمل الافراد كه عبادت صحيحه باشد كه خود انصراف مانع است از تمسك به اطلاق و از قبيل اينكه عمومات و مطلقات قرآنيه چون مبتلا به تخصيص‌ها و تقييدهاى فراوان شده‌اند لذا موهون گشته و از قابليت تمسك افتاده‌اند و لذا جاى تمسك به اين اطلاق‌ها نيست و . . . كه مرحوم شيخ ره مىفرمايند : اين اشكالات يا قابل جواب است و مقبول نيست مثل اشكال انصراف كه منشأ آن يا غلبهء وجود و يا غلبهء استعمال است و كلاهما باطلان و يا كليّت ندارد و به درد همهء عمومات و مطلقات نمىخورد مثل اشكال دوّم . . . و بهترين جواب از اطلاقات همان است كه ما ذكر كرديم . قوله : و الذى ينبغى : گويا كسى سؤال مىكند : جناب شيخ پس به نظر شما مسئله مفصل و طولانى صحيح و اعمّ در اصول هيچ ثمرهء عملى ندارد ؟ مرحوم شيخ جواب مىدهند به اينكه : فى الجملة ثمره‌اى دارد