تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
قوله : و الحاصل : در و الحاصل تا پايان اشكال دوّم مستشكل در مقام دفع يك اشكال است به بيان ذيل : اينكه شما مىگوئيد اخبار حليّت هم شبهات مجرّده را شامل مىشود و هم شبهات مقرونه به علم اجمالى را منتهى در بخش اوّل دلالت مىكند بر حليّت جميع مشتبهات تعيينا و در بخش دوّم دلالت مىكند بر حليّت مشتبهات تخييرا و على البدل . اين مطلب مستلزم استعمال لفظ كل شىء حلال در اكثر از معناى واحد است كه در قسمت اوّل حلال را در حلال تعيينى و در بخش دوّم در حلال تخييرى استعمال كرده‌ايم و اصوليّين مىگويند استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد محال است پس نتوان گفت اخبار حليت شبهات مقرونه به علم اجمالى را هم مىگيرد بلكه مخصوص شبهات بدويّه مىشود . مستشكل جواب مىدهد به اينكه : لفظ كل شىء حلال در همه جا به يك معنا آمده و در يك معناى كلّى استعمال شده و آن عبارتست از بناگذارى بر حليّت مشتبه و الغاء احتمال حرمت منتهى لازمه عقلى اين معنا تعيين است در شبهات مجرّده و تخيير است در شبهات مقرونه و اين امر ربطى به مستعمل فيه ندارد بيان ذلك : هدف اصلى شارع مقدّس از اخبار كل شىء حلال اينست كه هركجا شك در حلّيت و حرمت پيدا كردى و دو احتمال مساوى برايت پيدا شد كه شايد حلال و شايد حرام باشد به احتمال حرمت اعتنا نكن و مشكوك الحلية را در ظاهر مثل متيقن الحلية بدان و در همهء شبهات مطلب همين است منتهى از آن رهگذر كه در شبهات بدويه شكهاى متعدّد به تعداد مشتبهات وجود دارد يعنى اگر هزار مصداق هم داشته باشد در هركدام علىحده شك مطرح است و دو طرف موجود است يا اين مورد حلال است و يا حرام به